تمدن کلوویس، نیزه‌ی کلوویس

کلوویس شهرکوچکی است در ایالت آمریکایی نیو مکزیکو. در سال 1936 پیکان‌ها یا سرنیزه‌هایی سنگی در آنجا یافت شدند که به‌علت قدمت یازده تا سیزده هزار ساله‌شان مورد توجه‌ی بسیار قرار گرفتند و به همین دلیل پیکان های کلوویس نامیده شدند. با کشف چنین پیکان‌هایی این فکر قوت گرفت که صاحبان این پیکان‌ها نخستین آمریکایی‌هایی بودند که در آن قاره ساکن شدند. در واقع بنا به اعتقاد بسیاری از دانشمندان آنان اجداد سرخ پوستان بومی آمریکا هستند که در حدود بیست هزار سال پیش به علت یخبندان شدید و پایین آمدن سطح آب اقیانوس و پیدایش پل‌های خشکی( تتگه ی برینگ )در میان روسیه و آلاسکا، از آسیا به آن نواحی رفتند و تمدن کلوویس را پدید آوردند. این پیکان‌ها سنگی‌اند و  بر سطح آنها چین و شکن‌هایی وجود دارند که هوشمندانه پرداخت شده اند. در واقع چین و شکن‌ها پس از فرو رفتن در بدن حیواناتی مثل ماموت موجب خونریزی و از پای در آمدن حیوان شکار شده می‌شدند. کلوویسی‌ها تا حدود دوازده هزار سال پیش در بیشتر نواحی آمریکا پراکنده شدند ولی یکی دو هزار سال پس از ورود آنان به آمریکا پل‌های خشکی به پا شده، بر اثر گرم شدن اقلیم و ذوب یخ‌ها و بالا آمدن آب اقیانوس‌ها مجددا  به زیر آب رفتند و ارتباط این مردم با سایر نواحی جهان قطع شد و این انزوا تا چند صدسال پیش و کشف دوباره‌ی آمریکا و  مهاجرت اقوام متمدن به آنجا تداوم یافت.

با این همه اخیرا کشفیاتی جدید در آمریکا به ویژه آثاری که متعلق به سی هزار سال قبل‌اند این نظر را که کلوویسی‌ها اولین مهاجران آمریکا و اجداد واقعی سرخ پوستان بومی بوده اند  تا حدود ی به زیر سوال برده است. بحث و جدل در این زمینه هنوز ادامه دارد ولی آنچه تا کنون قطعی‌تر به نظر می رسد این است که انسان پس از ظهور در آفریقا حدود چهل هزار سال قبل به آسیا و اروپا و سایر نقاط جهان مهاجرت کرده است و از خشکی یا دریا یا پل‌های خشکی پدید آمده در دریا در سراسر جهان از جمله آمریکا ساکن شده است و این که را هی بین  نواحی مختلف زمین با قاره ی آمریکا وجود داشته است که بعدا به زیر آب رفته.( منابع: ویکی پدیای انگلیسی، کتاب یک تاریخ جهان در صد شیی ص های 57 تا 61 (نیل مک گرگور، برگردان ع پاشایی و گروه مترجمان نشر چشمه 1394).

آخرین عصر یخ  

 

آخرین عصر یخ در حدود صد هزار سال قبل شروع شد و تا حدود ده هزار سال قبل به طول انجامید یعنی از اواخر کهن سنگی تا اوایل میان سنگی. اهمیت این عصر بسیار است زیرا هم، عصر تکامل بشر به صورت انسان نوین یا انسان امروزی است و هم، عصر تکوین و تکامل زیستگاه بشر برای مساعدت به تکامل و پیشرفت او. در اوایل این عصر بشر که بنا به نظر دانشمندان در حدود دویست هزار سال قبل در آفریقا ظهور کرده بود شروع به خروج از آفریقا و مهاجرت به نواحی شمالی‌تر کرد و در سراسر زمین پراکنده شد. در این عصر بود که نیاکان ما برای محافظت از خویش به دل غارها پناه بردند و ده‌ها هزار سال در آن زیستند و آثاری پدید آوردند که به علت وجودشان در غارها تا حدود زیادی از آسیب و گزند طبیعت و درندگان در امان ماندند و به دست ما رسیدند تا از احوال نیاکان خود با خبر شویم. با خبر شویم که نیاکان ما با چه رنجی در آن غارها زیستند و برای بقای نسل ما و ظهور فرزندانشان یعنی ما، با طبیعت و خشم آن جنگیدند. آنان با نقاشی و حکاکی در دل غارها آثاری را پدید آوردند که از اسرار زندگی پدران ما رازها در دل دارند. رازهایی که بسیاری را گشودیم و بسیاری را در آینده خواهیم گشود. هنز غار‌نگاری که از حدود هفتاد یا هشتاد هزار سال قبل(و شاید حتی پیشتر) در غارهای آفریقا متولد شده بود پس از طی مراحلی از تکامل خود در حدود بیست تا دوازده هزار سال قبل در غارهای اروپایی مثل غار شووه به اوج خود رسید.