ماه سرخ یا ماه خونین

ماه گرفتگی یا خسوفی سرخ رنگ که به ماه سرخ یا ماه خونین معروف است و درشامگاه 25 اُردیبهشت سال 1401  روی داد که  متاسفانه در ایران قابل روئیت نبود زیرا چند ساعتی قبل از وقوع آن ماه در افق مغرب ایران غروب کرده بود. ولی این ماه در برخی از مناطق دیگر زمین مثل قاره‌ی آمریکا به خوبی قابل روئیت بود و عکاسان بسیاری از این پدیده‌ی زیبای نجومی عکس برداری کردند که تصویر فوق یکی از آنهاست. در اینجا می‌خواهیم  ببینیم چرا چنین اتفاقی رخ می‌دهد.  من دریکی از مقاله‌های پیشین  این وبلاگ به پراکندگی ریلی اشاره کرده بودم بنابه آن قانون پرتوهای نور در برخورد با مولکول‌هایی با ابعاد کوچکتر از طول موج‌ شان پراکنده می‌شوند که این پراکندگی  با عکس توان چهارم طول موج مرتبط است به این معنی که هر چه طول موج نوری کمتر باشد پراکندگی برای آن به مراتب بیشتر است. به همین دلیل نورهای سبز، آبی و بنفش موجود در خورشید که طول موجی کوتاه‌تر دارند به مراتب بیشتر از نورهای قرمز و نارنجی پراکنده می‌شوند و از پیشروی باز می‌مانند در عوض نورهای قرمز و نارنجی که طول موج بزرگتری دارند کمتر پراکنده می‌شوند و عبور می‌کنند و  مستقیما به ناظر می‌رسند  در یک ماه گرفتگی کامل زمین و خورشید و ماه در یک امتداد قرار می‌گیرند و زمین با قرار گرفتن بین ماه و خورشید به تمامی مانع عبور نور خورشید می‌شود. در این حالت ماه باید کاملا تاریک شود ولی بخشی از نور خورشید ازدرون لایه‌ی اتمسفر  پیرامون حلقه‌ی زمین عبور می‌کند و بر اثر شکست در اتمسفر زمین، نورهای کوتاه تر آن یعنی سبز و آبی و بنفش پراکنده می‌شوند ولی  نورهای قرمز و نارنجی از اتمسفر زمین گذر کرده خود را به سطح ماه می‌رسانند وپس از برخورد با سطح ماه از روی آن بر می‌گردند و به چشم ناظر زمینی می‌رسند و به همین دلیل است که ناظر زمینی ماه را به شکل یک کر‌ه‌ی سرخ یا ترکیبی از رنگ‌های نارنجی و سرخ می‌بیند. بد نیست بدانید که تا پیش از پیشرفت علم و درک علت وقوع چنین پدیده‌یی آدمی  از مشاهده‌ی ناگهانی چنین ماه خون آلودی در آسمان شب و تداوم آن  به مدت چند ساعت به شدت به وحشت در‌می‌آمد و آنرا نشانه‌یی از خشم خدایان یا خدای بزرگ می‌پنداشت. اکنون می‌دانیم که چنین نیست و با وجود اینکه محیط خارج از زمین با داشتن امواج بسیار خطرناک  برای بشر پُر خطر است زمین و طبیعت پیرامون آن بسیار امن و سرشار از امنیت و نعمت است و اگر چون من به خداوند بزرگ معتقدید باید بدانید خداوند بزرگ که این زمین  پر نعمت را در این جهان پُر خطر خلق کرده دلیلی ندارد که بیهوده ما را به خطر اندازد مگر آنکه ما خود بر اثر جهالت و نادانی خود آنچنان که اکنون در جهان مشاهده می‌کنید محیط زندگی خود را نابود کنیم . مثلا فکر کنیم با پناه بردن به هزاران موشک اتمی و کاشتن آن در سرزمین های خود و تهدید همدیگر می‌توانیم به امنییت برسیم و بدین ترتیب حیات خود  و زمین را به خطر اندازیم. اگر قبح شلیک یکی از آن موشک‌ها بشکند آنگاه هزاران موشک اتمی شلیک خواهد شد و  ما نه کر‌ه‌ی ماه را بلکه کره زمین را، که یگانه زیستگاه محبوب ماست  واقعا خونین خواهیم کرد.

 

دیوان تفتیش عقاید inquisition  که سدی در برابر پیشرفت علوم بود

شرح تصویر: ژاندارک در آتش می‌سوزد!

بنیاد یا سامانه‌یی که در قرن سیزدهم (1231) توسط کلیسای کاتولیک(پاپ گریگوری نهم) به منظور جستجو، شکنجه، اعتراف گیری، محاکمه و مجازات بی‌دین‌ها و مُنکران خداوند و مخالفان کلیسای کاتولیک و مخالفان آموزه‌‌های کلیسا در کشورهای مختلف مسیحی تاسیس شد. روش کار دادگاه‌ها یا بهتر است بگوییم بیدادگاه‌های زیر مجموعه‌ی این بنیاد  ابتدا فراخوانی این قبیل افراد و و دعوت آنها به اقرار گناه خود و توبه و در صورت امتناع یا انکار، تهدید یا زندانی کردن آنها برای اعتراف کردن به گناه و توبه بود. در صورتی که شخص  مقاومت می‌کرد و بر عقاید خود پای می‌فشرد برای اعتراف گیری از او به شکنجه‌های وحشیانه از قبیل شلاق زدن و سوزاندن اعضای بدن با میله‌های گداخته یا کور کردن او متوسل می‌شدند و در نهایت او را اعدام می‌کردند یا برای سوزاندن کامل به تیر آهنی می‌سپردند(میله‌ آهنی یک سیخ یا میله‌یی از آهن بود که آن را بر زمین استوار می‌کردند و قربانی را  برای آتش زدن  به آن می‌بستند)  دامنه‌ی این تعقیب‌ها بسیار گسترده بود و هر کس از آدم عادی گرفته تا دانشمند و پژوهشگر می‌توانست در معرض چنین اتهاماتی قرار گیرد، کور شود یا به هلاکت رسد. چه بسیار انسان‌هایی که به تهمت جادوگری، بی‌عفتی یا بی‌دینی در آتش سوزانیده نشدند.  چه بی‌گناهانی که صرفا برای تصفیه حساب شخصی یا سیاسی ‌ و انتقام جویی به تهمتِ کفر گویی دستگیر و  به دست آتش سپرده نشدند.   هراسی که به این ترتیب در جامعه پدید می‌آمد بیشتر اندیشمندان را از مخالفت در برابر آموزه‌های نادرست کلیسا باز می‌داشت و به این ترتیب مانع پیشرفت علم و توسعه می‌شد دو نمونه‌ی بسیار برجسته و معروف  از این تفتیش‌ها  یکی در مورد برونو و دیگری در مورد گالیله  به عمل  آمد که هر دو به نحوی از گردش زمین به دور خورشید سخن گفتند که البته مخالف نظر کلیسا بود. برونو فیلسوف بزرگی بود که حتا با سخت‌ترین شکنجه‌ها بر عقاید فلسفی خود پای فشرد و دیوان پس از عاجز شدن از اعتراف گیری،  او را زنده زنده در آتش سوزاند و ننگ ابدی را برای خود به ارمغان آورد.  یکی دیگر از مشاهیر که قربانی بیداد دیوان تفتیش قرار گرفت  ژاندارک دختر قهرمان و میهن پرست فرانسوی بود که پس از دستگیری و تهدید به شکنجه‌ شدن به گناه نکرده اعتراف کرد ولی بعدا چون اعلام کرد که اعترافش به خاطر ترس از شکنجه شدن بوده و آنرا پس گرفت  دیوان   او را  به میله‌ی آهنی سپرد تا طعمه‌ی آتش شود. دیوان تفتیش مراکزی در بسیاری از کشورها داشت. مثلا یکی از این مراکز  در اسپانیا در زمان پادشاهی فردیناند و ملکه ایزابلا در اواخر قرن پانزدهم حدود 2000 نفر را برای سوزاندن به میله‌های آهنی سپرد. و صدو شصت هزار یهودی را فقط به گناه یهودی بودن از کشور اخراج کرد. اوج فعالیت دیوان  تفتیش در قرون سیزدهم تا پانزدهم-معروف به دیوان تفتیش قرون وسطایی - بود و بعد از آن به تدریج کاهش یافت با این همه با شیب بسیار ملایم تری تا 1908 ادامه داشت. تصویر بالا یک نقاشی است از صحنه‌ی آتش زدن ژاندارک دختر میهن پرست فرانسوی توسط بیدادگاه تفتیش عقاید. ژاندارک  نقش بزرگی در مبارزات فرانسه برای بیرون راندن اشغال گران انگلیسی در جنگ صد ساله  داشت. او به هنگام مرگ نوزده ساله بود.