آنچه باید در باره‌ی اشک چشم، خشکی چشم و عوامل موثر بر آنها  بدانیم

چرا به هنگام گریه یا متاثر شدن اشک می‌ریزیم؟ خشکی چشم چیست و چرا بروز می‌کند؟ چرا با وجود خشکی چشم، چشم‌های ما پُر آب می‌شوند؟ چرا به هنگام گریه از بینی ما هم آب می‌آید؟ اشک از چه موادی ساخته شده است؟ خشکی چشم چگونه و با چه دارویی کاهش می‌یابد؟

اشکtears

مایعی است که برای شستشوی چشم از گرد و خاک و مواد زائد دیگر و نمناک و لغزنده کردن سطح داخلی چشم و نیز محافظت از آن در مقابل انواع میکروب‌ها به‌ وسیله چند غده، به ویژه غده‌ی اشکی، تولید و با هر پلک زدن در سرتاسر سطح چشم پخش میشود. اشک از سه لایه‌ی روغن، آب و مخاط تشکیل شده است که هر کدام نقش به سزایی در محافظت از سطح چشم دارند. مثلا نقش عمده‌ی لایه‌ی روغنی که بیرونی‌ترین لایه است، جلوگیری از تبخیر سریع لایه‌ی زیرین آب و نقش لایه‌ی مخاطی درونی، توزیع ِ یکنواختِ اشک در سرتاسرِ سطح چشم است. اشک اضافی پس از شستشوی چشم، از طریق مجاری تخلیه‌ی کوچکی واقع در گوشه‌های داخلی پلکها از چشم خارج و به ناحیه‌ی پشتی بینی می‌ریزد. تولید اشک در همه مواقع از بیداری تا خواب به طور پیوسته انجام میشود ولی احساسات مانند اندوه یا شادی با التهاب چشم باعث تحریک بیشتر غده‌های تولید کننده‌ی اشک و در نتیجه افزایش ِ تولید اشک میشود تولید اشک با افزایش سن کاهش می یابد و شخص، مستعد ابتلا به عارضه‌ی ِخشکی چشم میشود.

خشکی چشم dry eye

عارضه‌یی که با کمبودِ تولید اشک یا پایین بودن کیفیت اشک یا کم بودن سرعت تولید اشک نسبت به تبخیر یا سرعت تخلیه‌ی آن در چشم مرتبط است. از جمله ی نشانه‌های آن، سوزش و خارش و احساس وجودِ جسم خارجی در چشم و نیز التهاب و قرمز شدن ملتحمه‌ی چشم(یعنی سفیده‌ی چشم‌‌) و تار شدن دید است. شاید عجیب به نظر برسد ولی خشکی چشم موجب ِ خیس شدن آن نیز می‌شود، زیرا التهاب حاصل از خشکی ِ چشم موجب تحریک و تولید بیش از اندازه‌ی اشک در چشم میشود. بیشتر در سنین باالا، به‌ ویژه سنین بالای ۶۵ سال بروز می‌کند و خانمها نیز به‌علت تغییرات هورمونی ِ بدن بیشتر دچار این عارضه میشوند، همین طور افراد مبتلا به بیماریهای دیابت یا کسانی‌که به‌علت قرار داشتن در ِ معرض ِ دود، تبخیر اشک در چشمشان بیشتر است. برای معالجه یا برطرف کردن عوارض خشکی چشم، میتوان از داروهای افزاینده‌ی اشک، مثل قطره‌های اشک مصنوعی یا کُمپرس آب گرم استفاده کرد. در غیر اینصورت باید برای ِ جراحی و بستن مجراهای خروج ِ اشک و تدابیر دیگر به پزشک مراجعه کرد.

غده‌ی اشکی tear gland

هر یک از دو غده‌ی بادامی شکلی که هر کدام در زیر پلک بالایی یک ِ چشم انسان قرار دارند و برای پاکیزه و لغزنده ساختن سطح ِ چشم و جلوگیری از خشکی قرنیه و حفظ سلامتی چشم، به مقدار اندک ولی مداوم مایع اشک تولید و ترشح می‌کنند. اشکِ تولیدشده پس از درنوردیدن سطح چشم به یاری پلک‌ها، از طریق گوشه‌ی داخلی چشم، وارد کیسه‌ی اشکی در زیر بینی میشود و از آنجا به بینی میریزد. برای همین است که وقتی انسان گریه می‌کند آب از بینی‌اش جاری میشود.

کژدیدی رایانه‌یی؛ سندروم دید رایانه‌یی CVS =computer vision syndrome عارضه‌یی که بر اثر تمرکز طولانی چشمها بر نقش‌های نورانی صفحه‌ی نمایش رایانه، خستگی چشم و کاهش پلک زدنها به واسطه ی این تمرکز و در نتیجه خشکی چشمها ایجاد میشود و از نشانه های آن، تاری دید، سردرد و گردن درد، ِ خشکی و خیسی چشم، دید دوگانه و سرخی چشم است. با نامناسب بودن نور و روشنایی و درخشندگی صفحه رایانه تشدید میشود. در هر سنی بروز می‌کند ولی برای افراد بالای چهل سال به ِ علت تغییر دید نزدیک بسیار شدیدتر و محسوستر است. فاصله چشم سالم از صفحه نمایش ِ رایانه در حدود ٥٠ تا ٦٠ سانتیمتر است ولی چشم مبتلا به پیرچشمی نمیتواند در این فاصله حتی با عینک مطالعه که برای فواصل حدود ٢٠ تا ٣٠ سانتیمتر تنظیم شده است نقشهای صفحه نمایش را به وضوح مشاهده کند و لذا با نزدیک‌تر شدن و تمرکز هر چه بیشتر به آن، هم بیشتر از پرتوهای ناخواسته ی کوتاهبرد آسیب میبیند و هم بیشتر ِ دچار عوارض تمرکز بر نشانه های متن و تصویر میگردد. از جمله ی راههای برطرف کردن یا کاستن از آسیب های این عارضه، استفاده از عینک رایانه، بهینه کردن روشنایی محیط کار، استفاده از صفحه نمایش هایی با درخشندگی کمتر، پلک زدن مرتب به هنگام کار با رایانه برای جلوگیری از خشکی چشم و نیز سر برگرداندن از صفحه‌ی نمایش و تمرکِز کوتاه مدت به نقطه یی دیگر از محیط کار در دوره های زمانی معین است.

همه‌ی مطالب و نیز تصویر برگرفته از فرهنگ توصیفی اُپتیک و اُپتومتری (غلامرضا مختاری اسکی، انتشارات شباهنگ) است.

تراژدی دیوید رایمر- پسری که می‌خواستند به زور دخترش کنند

شبه علم «هویت جنسی» و تراژدی دیوید رایمر

دیوید رایمر و برادرش دو قلو بودند و در سال 1965 متولد شدند. دو پسربچه‌ی کاملا طبیعی از یک خانواده‌ی یهودی. وقتی دیوید هفت ماهه شد مادرش او و برادرش را برای ختنه کردن به بیمارستانی در آمریکا برد متاسفانه دستگاهی که برای ختنه به کار انداخته بودند مشکل داشت و شعله‌ور شد و عضو جنسی دیوید بیچاره را به شدت سوزاند به طوری که معالجه‌ی آن ناممکن بود. پدر و مادر افسرده و غمگین برای سرنوشت دیوید به پیشنهاد برخی از پزشکان به نزد دکتر معروفی به نام جان مانی رفتند. مانی استاد دانشگاه جان هاپکینز بود و اعتقاد داشت انسان پسر یا دختر به دنیا نمی‌آید بلکه تربیت و نوع زندگی او را پسر یا دختر می‌کند و همین هویت جنسی او را به وجود می‌آورد. او در این زمینه مشغول تحقیق بود که خانواده‌ی رایمر سر راهش سبز شدند. او به پدر و مادر دیوید گوشزد کرد که به جای شکایت از بیمارستان که حل کننده‌ی مشکل آنها نیست نوزاد پسر را به دختر تبدیل کنند. در واقع او معتقد بود که هویت جنسی اکتسابی است به طوریکه می‌توان با تربیت دخترانه یک پسر بچه‌ی هفت ماهه نیز او را کاملا به دختر تبدیل کرد. پدر و مادر بیچاره هم مثل بسیاری از مردم ک به پزشکان ایمان دارند این محملات شبه علمی را باور کردند و فرزند خود را به دست او سپردند و او با عمل جراحی بیضه‌های کودک بیچاره را نیز ییرون کشید و پوست آنها را به صورت عضو جنسی دخترانه در آورد در حالی که اگر کودک را به حال خود می‌گذاشت به هنگام بلوغ مرد کاملی می‌شد و رنج کمتری می‌برد. از آن پس به دیوید لباس دخترانه پوشیدند و نام دخترانه برای او انتخاب کردند و برایش عروسک خریدند و به مدرسه دخترانه فرستادند. و بنا به توصیه دکتر مانی در آستانه بلوغ هم هورمون زنانه تزریق کردند. ولی با همه اینها با فرا رسیدن دوران بلوغ رفتارهای دیوید چنان پسرانه شد که دختران همکلاسی‌اش به او می‌خندیدند. باری آن پزشک که به نظریه‌ی خود در باره‌ی هویت جنسی می‌بالید سرانجام با جوان زیبایی مواجه شد با لباسی دخترانه ولی رفتاری پسرانه که خود را نیز پسر می‌دانست. اما این دکتر چنان غرق در اوهام شبه علمی خود بود که با جلسات روانکاوی می‌کوشید به دیوید بقبولاند که یک دختر است و حتا او را تشویق به برقراری رابطه‌ی جنسی با برخی پسران می‌کرد تا زن بودن خود را باور کند. او نمی‌خواست شکست خود را بپذیرد و این جنایت علیه‌ی یک انسان را دستاورد بزرگ علمی خود می‌دانست. سرانجام دیوید از راز زندگی خود با خبر شد. پزشکان بار دیگر دست به کار شدند ولی خُب مجبور بودند که علاوه بر عمل جراحی که تنها برای تغییر ظاهری دستگاه جنسی بود اینبار به او هورمون مردانه تزریق کنند تا ظاهری کاملا مردانه‌ پیدا کند در حالی که اگر بیضه‌ها را خارج نمی‌کردند بدن دیوید هورمون طبیعی خود را تولید می‌کرد و مشکلات‌‌ روحی‌اش بسیار کمتر می‌بود. باری او پس از هورمون تراپی و پیدا کردن ظاهر مردانه با دختری ازدواج کرد و تمام کوشش خود را برای غلبه بر مشکلات انجام داد ... ولی سرانجام در سال 2003 با خودکشی به این تراژدی وحشتناک و زندگی اندوهبار خود خاتمه داد.

علم و شبه علم

چه چیزی علمی، چه چیزی شبه علمی و چه چیزی غیرعلمی یا خرافه است؟ چرا شبه علم مطرح می‌شود و تا چه حد می‌توان به آن اعتماد کرد. حتا بسیاری از منابع تصور می‌کنند که شبه علم همان خرافه است یا شبه علمی و غیرعلمی یکی است در حالی که اینچنین نیست. اجازه بدهید قبل از هر چیز، تعاریف قابل درکی از مقولات علمی ، شبه علمی ، و غیرعلمی یا خرافه ارائه بدهیم: علمی: موضوع، مفهوم یا باوری که قابل ارزیابی با روش علمی (متدولوژی علمی) باشد. مثل قوانین نیوتن در فیزیک. به نمودار روش علمی یا متدلوژی در شکل و مراحل آن به ویژه دو مرحله‌ی آزمایش و تحلیل توجه بفرمایید. هر مرحله از این شش مرحله هم ممکن است چندین بار تکرار شوند تا بتوان به «یقینِ علمی» رسید

شبه علمی: یعنی موضوع یا باوری که قابل ارزیابی با متدلوژی علمی نباشد( یعنی علم نتواند به آن ورود کند) یا با روش‌های غیرعلمی و خیالی به دست آمده حتا اگر شواهدی مبنی بر درست بودن آن موجود باشد. مثل تخمین جمعیت یک خیابان شلوغ با چشم و حس نه اندازه‌گیری دقیق.

غیرعلمی: یعنی موضوع یا باوری که علم باروش علمی خود آنرا به طور قاطع رد کرده است و باید زمینه‌ی مورد بحث آن را خرافه محسوب کرد. موضوعات بسیاری در علم مطرح بودند که شبه علمی یا حتا در مواقع نادری علمی می‌نمودند ولی علم آنها را رد کرد و غیرعلمی شدند.

مهمترین مراحل روش علمی دو مرحله‌ی آزمایش و تحلیل داده‌ها است و در همین دو مرحله است که یک ویژگی مهم مطرح می‌شود که بسیاری از آن غافل‌اند. در واقع از دل همین دو مرحله است که معلوم می‌شود وجود کمیّت یا کمیّت‌های قابل اندازه‌گیری برای تحلیل دقیق الزامی است. بدون یک کمیت قابل اندازه‌گیری یا فرمول معرف آن هرگز نمی‌توان قضیه‌یی را به دقت فرمول بندی وروش‌مند کرد. این همان چیزی است که ریاضیات را امر ملزمی برای هر علمی می‌کند و برای همین است که ریاضیات و فیزیک و شیمی و شاخه‌های مختلف مهندسی از دقیق‌ترین شاخه‌های علم‌اند و باز هم برای همین است که سایر علوم بسته به میزان کاهش کمیت‌های قابل اندازه‌گیری بیشتر و بیشتر گرفتارِ مفاهیم شبه علمی می‌شوند. مفاهیمی که ممکن است درست باشند ولی از یقین کافی برخوردار نباشند و ما نتوانیم به چند و چون آنها و سبک و سنگین کردن آنها به خوبی دست بیابیم.

البته فیزیک و ریاضیات نیز از شبه علم کاملا پالوده نیستند و در مسیر پیشرفت خود گاهی برخی مسائل شبه علمی را به مسائل علمی یا غیر علمی تبدیل می‌کنند. مثلا فرضیه‌ی هلمهولتز در باره‌ی انرژی تولیدی خورشید که آنرا ناشی از انقباض و انبساط خورشید می‌دانست و در مقطعی کوتاه علمی محسوب می‌شد به تدریج شبه علمی شد و پس از مطرح شدن انرژی هسته‌یی توسط علم، غیرعلمی شناخته شد. در مقابل نظر آریستارک در بیش از دو هزار سال پیش که می‌گفت زمین به دور خورشید می‌چرخد و در آن زمان شبه علمی بود اکنون علمی است.

بنابراین به خلاف تصورِ بسیاری از مردم و حتی دانش پژوهان علم قادر به پاسخ گویی به همه چیز نیست. در این دنیای شگفت انگیز چه بسیار مسائل پیچیده وجود دارند که علم قادر به تبیین علت آنها نیست. البته دیرتر ممکن است به آن ورود کند! متاسفانه بسیاری تصور می‌کنند که اگر علم در باره‌ی چیزی سخن نگفت پس آن چیز وجود ندارد یا حتما نادرست است. باید تاکید کرد که هر چیز که علم قادر به شناسایی یا پاسخ دادن به آن نباشد الزاما غلط و نادرست نیست. در زندگی ما، ممکن است هم برای خودمان و هم برای دیگران حوادثی بس عجیب روی دهد که قابل بیان برای سایر مردم نباشد، آنقدر عجیب که اگر حتا برای دیگران روایت شود، گوینده رودرو یا پنهانی مورد تمسخر قرار گیرد. البته مردم به ویژه مردم تحصیل کرده و متخصص حق دارند به بسیاری از روایت‌ها با تردید بنگرند چون پیشتازی جهل و خرافات و سوء استفاده رندان از زود باوری عوام در کُل تاریخ بشر چنان موثر و گسترده بوده است که تردید بی شک از ضروریات هر علمی است. وقتی علم وارد چیزی می‌شود و نظری قطعی و موافق با روش علمی در درستی یا نادرستی آن می‌دهد بایداین حکم را بسته به توانایی آن علم به طور مشروط یا صریح باور کرد. ولی خیلی چیزها هستند که علم نمی‌تواند با روش علمی قاطع به آنها ورود کند ولی شواهدی بر احتمال درستی آنها وجود دارد. اینجاست که شبه علم مطرح می‌شود و میدان داری می‌کند، به طوری که ممکن است گاهی ویرانگر هم باشد.

اگر کسی به شما گفت امروز بیست هزار نفر از مردم مقابل یک بانک ورشکسته جمع شدند و پول‌شان را می‌خواهند باید فورا بپرسید از کجا فهمدید بییست هزار نفر بودند؟ اگر گفت خیلی بودند سه تا خیابان را پر کردند. بدانید که سخن او یک سخن علمی نیست. چون برای شمارش جمعیت معیار دقیقی برای اندازه‌گیری تعین نکرده و لاجرم نظر او قابل محاسبه و تحقیق نیست. در واقع شمارش جمعیت تنها با نگاه کردن یعنی دور شدن از معیارهای علمی. سخن او زمانی علمی می‌شود که مساحت خیابان زیر پای مردم را اندازه گیری کند و ببیند که در هر متر مربع چند نفر می‌توانند بایستند و سپس مساحت کل را بر تعداد نفرات در هر متر مربع ضرب کند. یا روش های علمی مشابه‌یی به کار بندد. پس شمارش جمعیت می‌تواند علمی باشد یا غیرعلمی و در مواقعی شبه علمی.

تاکید می‌کنم شبه علم بودن به خلاف تصور بسیاری از منابع به معنی نادرست بودن آن نیست. ممکن است درست باشد ولی از نظر علم تضمینی قاطع برای کارایی آن نباشد یا روش‌های به کار رفته در آن دقیق نباشد با فاقد کمیّت‌های قابل اندازه‌گیری باشد یا کارشناس آن نتواند روش کار خود را اثبات کند مثال روشنی بزنم. از هزاران سال پیش مردم می‌دانستند که عصاره‌ی برخی از گیاهان می‌تواند آفت‌های دهانی را معالجه ‌کند. ولی نمی‌دانستند چه چیز در این گیاهان وجود دارد که باعث درمان می‌شود و چرا گاهی درمانگر نیستند یا آسیب می‌رسانند. علم به میدان آمد و به بررسی آن زخم ها و تاول‌ها پرداخت و باکتری‌‌های مسئول بیماری را شناسایی کرد و دریافت که علت معالجه، یُدی است که در این قبیل گیاهان وجود دارد سپس با آزمایشات و تحلیل های فراوان دارویی ساخت حاوی یُد و مواد دیگر با نسبت‌های بسیار دقیق به نام گلیسرین یده که بهترین کارایی و تاثیر را در معالجه دارد پس علم به شبه علم بی اعتنا نیست و شبه علم زمانی بهترین کارایی را خواهد داشت که در خدمت علم قرار گیرد. بنابراین پزشکی سنتی در برخی از موارد ممکن است مفید باشد ولی در بیشتر مواقع همچون جستجو در تاریکی است. گاه موثر است گاه ناموثر و گاه ویرانگر. البته باید گفت که در حالت کلی شبه علم به علت مقید نبودن به روش‌های علمی برای ظاهر فریبی مناسب‌تر بوده و هست و و لاجرم همواره زمینه‌ی فعالیت فریب‌کاران و حقه‌بازها را نیز بهتر فراهم می‌کرده و می‌کند.

کار علم نور انداختن و روشن کردن همان موضوعاتی است که شبه علم مطرح می‌کند. شبه علم بدون چراغ به جستجو در تاریکی می‌پردازد و علم با چراغی روشن.

کنکور سال 1354 نامنصفانه‌ترین کنکور سراسری

چرا باید از تاریخ آموخت؟

اصولا کنکور سراسری روش درست و منصفانه‌یی برای گزیش دانشجو نیست ولی کنکور سال 1354 از میان همه‌ی کنکورهایی که در طی 9 سال یعنی از 1348 تا 1356 برگزار شدند بدترین‌شان بود. چرا؟ برای اینکه که خیل عظیمی از داوطلبان حتا با دانش بالا نتوانستند به رشته‌ی مطلوب خود راه یابند. هم خانواده‌ها ضررمالی کردند هم کلاس‌های کنکور و هم ناشران کُتب درسی. کنکور تنها کمتر از دوماه مانده به امتحانات نهایی تغییر کرد. یعنی تا قبل از سال 1354 کنکورها بدون توجه به نتیجه‌ی نمرات نهایی برگزار می‌شدند و بدیهی است که تمام داوطلبان مشغول آماده کردن خود بودند. برخی به کلاس‌های کنکور می‌رفتند و برخی هم در خانه درس می‌خواندند. کلاس‌های کنکور هم از مهر 53 شهریه دریافت کرده بودند و هفته‌های پایانی خود را در آماده کردن داوطلبان می‌گذراندند ناگهان حدود یک ماه ونیم مانده به امتحانات نهایی یعنی در نیمه‌ی دوم فروردین سال 1354 اعلام شد که روش کنکورتغییر کرده و از همان سال دیگر کنکور به شکل گذشته برگزار نخواهد شد و مبنای اصلی معدل امتحانات نهایی آن هم با ضریب 5 و یک کنکورعمومی تستی (فارسی، زبان، شناخت ملی میهنی و هوش) با ضریب 2 خواهد بود. فکرش را بکنید! شما می‌خواهید خود را برای کنکور سراسری آماده کنید و چندان توجهی هم به معدل امتحانات نهایی قبل از آن ندارید ولی ناگهان به شما می‌گویند همین امتحان نهایی که چهار پنج هفته‌ی دیگر برگزار می‌شود سرنوشت شما را تعیین خواهد کرد!!!! بیچاره دانش آموزان دبیرستان و بدتر ازهمه داوطلبان به جا مانده از سال‌های قبل که معدل چندان بالایی نداشتند و می‌خواستند بخت خود را بعد از پایان خدمت سربازی دوباره بیازمایند و به کلاس های کنکورهم می‌رفتند و شهریه پرداخت کرده بودندهاج و واج بر جای ماندند. کلاس‌های کنکور نیز عملا برچیده شدند چون تمام برنامه های آنها به هم خورده بود و قادر به تطبیق شرایط برای سه ماه آینده نبودند. با این حال زیر بار برگرداندن شهریه‌های دریافت شده نمی‌رفتند و داوطلبان را به ادامه حضور در کلاس‌ها با برنامه جدید یعنی تست‌های هوش، فارسی، زبان و ملی میهنی فرامی‌خواندند در حالی که این کنکور دیگر ملاک مهمی نبود. درس اختصاصی نداشت و تنها از دروس عمومی بود و فقط ضریب 2 داشت. خیلی از داوطلبان سال قبل که معدل نهایی بالایی نداشتند ترجیح دادند به خدمت سربازی بروند. آنهایی هم که دانش آموز سال پایانی بودند نومیدانه برای بالا بردن معدل کتبی دیپلم که ضریب پنج گرفته بود می‌کوشیدند. یک نفرهم نبود که بتواند به این حکم ظالمانه اعتراض کند و بگوید حرف شما درست‌! ولی الان دو ماه به امتحانات نهایی مانده و بچه‌ها که بیشتر تکیه‌شان بر کنکور و کلاس‌های مربوطه بوده و اهمیت چندانی برای کم یا زیاد بودن معدل امتحانات نهایی نمی‌دادند.چطور می‌توانند در این مدت کوتاه برای معدلی بسیار بالا بکوشند. بدتر از همه هر دانش آموز مجبور بود که برای تک تک دانشگاهِ‌های مورد علاقه‌ی خود معدل و فرم درخواست جداگانه‌یی بفرستد و همین باعث شد که معدل‌های بالا در چند جا قبول شوند و بسیاری اصلا قبول نشوند یا بعدا به عنوان ذخیره اعلام شوند با تشدید رقابت برای کسب معدل بالا زمینه‌ی انجام تقلب‌های عجیب از همان سال شدت گرفت . در آن سال معدل نوزده ممیز نُه در برق تهران قبول شد ولی معدل نوزده و نیم در هیچ یک از رشته‌های فنی تهران مثل برق یا راه و ساختمان(عمران) قبول نشد. چرا؟ برای اینکه معدل بیش از صدها نفر بین نوزده و نیم ونوزده ممیز نُه بود. در این بلبشو یک دانش آموز در چهار یا پنج رشته قبول می‌شد و چون به یکی از آنها می‌رفت دانشگاه مجبور می‌شد برای پر کردن جای این قبیل داوطلبان تا مدت‌ها بعد از اعلام نتایج کنکور مُدام ذخیره اعلام کند. معدل‌های هجده و هفده هیچ شانسی برای رفتن به رشته‌ی مطلوب خود نداشتند. مثلا اگر علاقه و استعداد رفتن به رشته‌ی پزشکی را داشتند و معدل شان هجده و نیم شده بود تنها می‌توانستند در رشته‌ی کشاورزی یا دامپروری قبول شوند یا با همین معدل درشاخه‌ی ریاضی، به رشته‌های کاردانی بروند. معدل های شانزده و پانزده تنها می‌بایست به ذخیره شدن دل ببندند. اگر کسی معدل 14 داشت و دیپلم خود را در یکی از سال‌های قبل گرفته بود هیچ شانسی حتا برای کاردانی هم نداشت. سال بعد یعنی 1355 این روش تکرار شد ولی تصحیحاتی برای کم کردن به هم ریختگی به عمل آمد. همزمان زمینه برای تقلب‌های سازمان یافته شدت گرفت به ویژه برای ارتقای معدل امتحانات نهایی. تقلب های صورت گرفته در امتحانات نهایی سال 56 چنان کمرشکن بود که مجبور شدند امتحانات نهایی را دو باره برگذار کنند و تصمیم گرفتند از کنکور 1357 به بعد تاثیر معدل نهایی را حذف کنند و کنکور را دوباره به حال سابق برگرداندند. تصویر فوق تزیینی است چون در آن سال‌ها کنکورها مختلط و بدون حجاب برگزار می‌شد.

پرحاشیه‌ترین تقلب در امتحانات نهایی

چرا باید از تاریخ آموخت؟

حادثه‌ی تقلب و سرقت و فروش سوالات  امتحانات نهایی خرداد سال 1356 چنان عمیق و پُرحاشیه بود که سازمان سنجش را مجبور به حذف  برخی از امتحانات و طرح  سوالات امتحانی جدید و تغییر تاریخ امتحانات و پس از چند روز، حتا تغییر روش برگزاری آزمون سراسری و کنار گذاشتن شرط معدل کتبی سال پایانی دبیرستان کرد. چرا چنین اتفاقی افتاد؟ چگونه؟  اول اینکه  از سال 1354 کنکور عملا کنار گذاشته شده و ملاک ورود به دانشگاه احتساب معدل کتبی امتحانات نهایی آن هم با ضریب پنج شده بود. دوم اینکه  به علت اهمیتی که امتحانات نهایی از نظر احتساب معدل کتبی پیدا کرده بود ناگزیر به سراسری کردن امتحانات نهایی و طرح همه‌ی سوالات از بالا و برگزاری همزمان امتحانات نهایی در یک زمان معین شدند. از طرفی دیگر  عدد معدل کتبی امتحانات نهایی چنان مهم شده بود که  انگیزه‌ی فراوانی برای تشدید تقلب به اشکال مختلف پدید آورد تا آنجا که حتا این گونه تقلب‌ها در بین برخی از دبیران تصحیح کننده‌ی ورقه‌ها نیز رایج شد.  دبیر  یا فرستاده‌ی او از شاگرد مورد نظر خود می‌خواست که در نقطه‌ی خاصی از ورقه علامتی معین بزند  تا بتوان به یاری آن و استمداد از دبیران دوست ورقه را مخفیانه دستکاری کرد.  همه اینها  بود ولی در امتحانات نهایی سراسری 1356 تیم سازمان‌یافته‌یی از سارقان به سوالات دست یافته  و بعد از تکثیر، آنها را به طور گسترده و  به قیمت گزافی فروخته بودند.  این تقلب و سرقت چنان ویرانگر بود که باوجود بازداشت‌های گسترده و تغییر سوالات امتحانات، تنها  چند روز بعد از تقلب  سازمان سنجش را مجبور کرد  که از خیر تاثیر معدل کتبی بگذرد و اعلام کند  که از سال  بعد  یعنی از سال 1357، کنکور مثل سابق  بدون تاثیر امتحانات نهایی اجرا خواهد شد. حالا خودتان منظور مرا از عبرت گرفتن از تاریخ درک می‌کنید تازه در آن روزگار به خلاف اکنون نه گوشی همراه (آن هم با فناوری امروزی) بود نه شرایط اقتصادی امروزی که خود تشدید کننده‌ی دزدی و تقلب است  و نه پُرشماری جمعیت کشور و داوطلبان! در مقاله‌ی آتی با پرداختن به کنکور سراسری سال 1354   موضوع را روشن‌تر خواهم کرد. در ضمن  عکس بالا  تزیینی است و ارتباطی با آزمون‌های سال 1356 ندارد چون در آن دوران هنوز انقلاب نشده بود و امتحانات کنکور  بدو ن حجاب و مختلط برگزار می‌شد.

خیزش سویه‌های جدید اُمیکرون

 

1- سویه‌ی BA5 پنج که تا حدی خطرناک‌تر است در حالِ غلبه بر سایر سویه‌ها به ویژهBA4 است

2- در نیمه‌ی دوم سال پیش با ظهور سویه‌ بسیار مُسری ولی کم توان اُمیکرون در سراسر جهان بسیاری از کارشناسان با خوشحالی اعلام کردند که با ابتلای طیف وسیعی از مردم به آن سویه‌ی ضعیف همه ایمن خواهند شد و این طبیعت است که می‌خواهد با اُمیکرون پایان دوران  کرونا را رقم زند  متاسفانه ظهور سویه‌های جدید  اُمیکرون نادرستی آن تصورات را به اثبات رساند و نشان داد که این بلای لعنتی به این زودی‌ها دست از سر بشر بر نخواهد داشت. حتا آنقدر که نمی‌دانیم  رفتار کرونا در پاییز و زمستان پیش رو چگونه خواهد بود.

3- سویه‌های جدید بسیار مسری تراند و با وجود آنکه تا کنون به اندازه‌ی سویه‌های سالهای پیش مرگ ‌آفرین نبودند ولی خطر زیادی برای بیماران دیابتی و خاص و افراد مُسن به وجود خواهند آورد و در صورت ابتلا  ممکن است به قسمت پایینی ریه نفوذ کرده، معالجه را دشوار کنند. کودکان زیر ده سال را نیز مبتلا خواهند کرد. بدبختانه جوانان و مردمی که در مقابل این بیماری مقاوم‌اند و اگر هم بیمار شوند بیماری‌شان سبک خواهد بود تصور خواهند کرد که  این بیماری برای همه سبک خواهد بود در حالی که همین بیماری که برای آنها سبک است، درصدی ولو اندک از عزیزان خود آنها به ویژه افراد سالمند و بیماران خاص و حتا جوانان را خواهد کُشت.

4- متاسفانه این سویه‌ها واکسن گریزند یعنی سیستم ایمنی بدن را که بر اثر تزریق واکسن‌های قبلی یا بهبودی بیماری قبلی تقویت شده فریب می‌دهند و شخص را بیمار می‌کنند. به زبان ساده واکسن تاثیر چندانی برای جلوگیری از ابتلا ندارد.

5- با این همه مشاهدات اثبات می‌کند و همه‌ی دانشمندان معتقدند که واکسن تا حد زیادی از شدت بیماری و مرگ آفرینی می‌کاهد یعنی واکسن بزنید و حتما بزنید تا در صورت ابتلا بیمارستانی نشوید و اگر شدید نمیرید!!

6- آنان که به این سویه مبتلا می‌شوند تنها حدود یک ماه ایمن خواهند بود. بسیاری از افرادی که حدود یک ماه قبل  در آمریکا و کشورهای دیگر به این سویه دچار شده بودند الان  دوباره مریض شدند. پس باید تا فروکش کردن این بیماری ماسک زد و بهداشت را رعایت کرد. از ماسک زدن خجالت نکشید. وقتی به بازار یا خیابان می‌روید با تعجب خیل قابل توجهی از مردم را بدون ماسک می‌بینید. در این حالت همه با تعجب به شما که ماسک زده‌اید می‌نگرند. بدانید که کار شما درست است و از آنان که راه جهالت را در پیش گرفته اند خجالت نکشید. از بحث رو دررو و جدل با دیگران حتا با ماسک خودداری کنید. انسان تا آن جا که می‌تواند باید در حفظ سلامتی خود و خانواده‌ی خود و مردم هم وطن خود و به طور کلی نوع بشر بکوشد.

بنا به آخرین آمار کرونایی برای ایران (منبع:  ورلدمیتر و منابع ایرانی) 

شنبه 12 مرداد 1401:  مبتلایان جدید 8540 نفر،  بیماران بدحال آی‌سی‌یو 1327 نفر، فوتی روزانه 75 نفر

 

خیزش سویه‌ی جدید و خطرناک‌تر کووید 19 در جهان

خیزش دو سویه‌ی جدید کووید یعنی  بی اِی چهار و بی ای پنج و گسترش سریع آن در جهان خوش خیالی همه  ما را در پایان گرفتن این همه‌گیری با اُمیکرون به پایان رساند همه‌ی منابع بر سرعت بالای انتشار این سویه تاکید دارند ولی بنا به منابع ایرانی درمان سویه‌ی جدید به علت درگیر کردن قسمت تحتانی ریه ( به خلاف سویه‌های قبلی که بخش فوقانی ریه را درگیر می‌کردند) دشوارتر است.  من هنوز این نکته را در منابع خارجی ندیدم. در روزهای آتی سعی می‌کنم اطلاعات موثقی در منابع معتبر بیابم و به اطلاع مخاطبان گرامی برسانم. در حال حاضر آمار  شمار مبتلایان و فوتی‌ها در کل جهان در سه روز سیزده تا پانزده تیر را ارائه می‌دهم که همین تا حدی خیزش این بیماری را نشان می‌دهد. نکته‌یی که باید بر آن تاکید کرد افزودن  بر مراقبت ها و رعایت نکات بهداشتی و تزریق هر چه زودتر واکسن‌ هاست.به ویژه واکسن‌های یادآور یا دوز چهارم برای افراد مسن و بیماران خاص.

آمار جهانی روز دوشنبه 13 تیر ----  شمار مبتلایان در جهان 540697      شمار فوتی‌ها در جهان 913

آمار جهانی روز سه شنبه 14 تیر ----  شمار مبتلایان در جهان 915327      شمار فوتی‌ها در جهان 1413

آمار جهانی روز چهارشنبه 15 تیر ----  شمار مبتلایان در جهان 953906      شمار فوتی‌ها در جهان 1627

 

ماه سرخ یا ماه خونین

ماه گرفتگی یا خسوفی سرخ رنگ که به ماه سرخ یا ماه خونین معروف است و درشامگاه 25 اُردیبهشت سال 1401  روی داد که  متاسفانه در ایران قابل روئیت نبود زیرا چند ساعتی قبل از وقوع آن ماه در افق مغرب ایران غروب کرده بود. ولی این ماه در برخی از مناطق دیگر زمین مثل قاره‌ی آمریکا به خوبی قابل روئیت بود و عکاسان بسیاری از این پدیده‌ی زیبای نجومی عکس برداری کردند که تصویر فوق یکی از آنهاست. در اینجا می‌خواهیم  ببینیم چرا چنین اتفاقی رخ می‌دهد.  من دریکی از مقاله‌های پیشین  این وبلاگ به پراکندگی ریلی اشاره کرده بودم بنابه آن قانون پرتوهای نور در برخورد با مولکول‌هایی با ابعاد کوچکتر از طول موج‌ شان پراکنده می‌شوند که این پراکندگی  با عکس توان چهارم طول موج مرتبط است به این معنی که هر چه طول موج نوری کمتر باشد پراکندگی برای آن به مراتب بیشتر است. به همین دلیل نورهای سبز، آبی و بنفش موجود در خورشید که طول موجی کوتاه‌تر دارند به مراتب بیشتر از نورهای قرمز و نارنجی پراکنده می‌شوند و از پیشروی باز می‌مانند در عوض نورهای قرمز و نارنجی که طول موج بزرگتری دارند کمتر پراکنده می‌شوند و عبور می‌کنند و  مستقیما به ناظر می‌رسند  در یک ماه گرفتگی کامل زمین و خورشید و ماه در یک امتداد قرار می‌گیرند و زمین با قرار گرفتن بین ماه و خورشید به تمامی مانع عبور نور خورشید می‌شود. در این حالت ماه باید کاملا تاریک شود ولی بخشی از نور خورشید ازدرون لایه‌ی اتمسفر  پیرامون حلقه‌ی زمین عبور می‌کند و بر اثر شکست در اتمسفر زمین، نورهای کوتاه تر آن یعنی سبز و آبی و بنفش پراکنده می‌شوند ولی  نورهای قرمز و نارنجی از اتمسفر زمین گذر کرده خود را به سطح ماه می‌رسانند وپس از برخورد با سطح ماه از روی آن بر می‌گردند و به چشم ناظر زمینی می‌رسند و به همین دلیل است که ناظر زمینی ماه را به شکل یک کر‌ه‌ی سرخ یا ترکیبی از رنگ‌های نارنجی و سرخ می‌بیند. بد نیست بدانید که تا پیش از پیشرفت علم و درک علت وقوع چنین پدیده‌یی آدمی  از مشاهده‌ی ناگهانی چنین ماه خون آلودی در آسمان شب و تداوم آن  به مدت چند ساعت به شدت به وحشت در‌می‌آمد و آنرا نشانه‌یی از خشم خدایان یا خدای بزرگ می‌پنداشت. اکنون می‌دانیم که چنین نیست و با وجود اینکه محیط خارج از زمین با داشتن امواج بسیار خطرناک  برای بشر پُر خطر است زمین و طبیعت پیرامون آن بسیار امن و سرشار از امنیت و نعمت است و اگر چون من به خداوند بزرگ معتقدید باید بدانید خداوند بزرگ که این زمین  پر نعمت را در این جهان پُر خطر خلق کرده دلیلی ندارد که بیهوده ما را به خطر اندازد مگر آنکه ما خود بر اثر جهالت و نادانی خود آنچنان که اکنون در جهان مشاهده می‌کنید محیط زندگی خود را نابود کنیم . مثلا فکر کنیم با پناه بردن به هزاران موشک اتمی و کاشتن آن در سرزمین های خود و تهدید همدیگر می‌توانیم به امنییت برسیم و بدین ترتیب حیات خود  و زمین را به خطر اندازیم. اگر قبح شلیک یکی از آن موشک‌ها بشکند آنگاه هزاران موشک اتمی شلیک خواهد شد و  ما نه کر‌ه‌ی ماه را بلکه کره زمین را، که یگانه زیستگاه محبوب ماست  واقعا خونین خواهیم کرد.

 

دیوان تفتیش عقاید inquisition  که سدی در برابر پیشرفت علوم بود

شرح تصویر: ژاندارک در آتش می‌سوزد!

بنیاد یا سامانه‌یی که در قرن سیزدهم (1231) توسط کلیسای کاتولیک(پاپ گریگوری نهم) به منظور جستجو، شکنجه، اعتراف گیری، محاکمه و مجازات بی‌دین‌ها و مُنکران خداوند و مخالفان کلیسای کاتولیک و مخالفان آموزه‌‌های کلیسا در کشورهای مختلف مسیحی تاسیس شد. روش کار دادگاه‌ها یا بهتر است بگوییم بیدادگاه‌های زیر مجموعه‌ی این بنیاد  ابتدا فراخوانی این قبیل افراد و و دعوت آنها به اقرار گناه خود و توبه و در صورت امتناع یا انکار، تهدید یا زندانی کردن آنها برای اعتراف کردن به گناه و توبه بود. در صورتی که شخص  مقاومت می‌کرد و بر عقاید خود پای می‌فشرد برای اعتراف گیری از او به شکنجه‌های وحشیانه از قبیل شلاق زدن و سوزاندن اعضای بدن با میله‌های گداخته یا کور کردن او متوسل می‌شدند و در نهایت او را اعدام می‌کردند یا برای سوزاندن کامل به تیر آهنی می‌سپردند(میله‌ آهنی یک سیخ یا میله‌یی از آهن بود که آن را بر زمین استوار می‌کردند و قربانی را  برای آتش زدن  به آن می‌بستند)  دامنه‌ی این تعقیب‌ها بسیار گسترده بود و هر کس از آدم عادی گرفته تا دانشمند و پژوهشگر می‌توانست در معرض چنین اتهاماتی قرار گیرد، کور شود یا به هلاکت رسد. چه بسیار انسان‌هایی که به تهمت جادوگری، بی‌عفتی یا بی‌دینی در آتش سوزانیده نشدند.  چه بی‌گناهانی که صرفا برای تصفیه حساب شخصی یا سیاسی ‌ و انتقام جویی به تهمتِ کفر گویی دستگیر و  به دست آتش سپرده نشدند.   هراسی که به این ترتیب در جامعه پدید می‌آمد بیشتر اندیشمندان را از مخالفت در برابر آموزه‌های نادرست کلیسا باز می‌داشت و به این ترتیب مانع پیشرفت علم و توسعه می‌شد دو نمونه‌ی بسیار برجسته و معروف  از این تفتیش‌ها  یکی در مورد برونو و دیگری در مورد گالیله  به عمل  آمد که هر دو به نحوی از گردش زمین به دور خورشید سخن گفتند که البته مخالف نظر کلیسا بود. برونو فیلسوف بزرگی بود که حتا با سخت‌ترین شکنجه‌ها بر عقاید فلسفی خود پای فشرد و دیوان پس از عاجز شدن از اعتراف گیری،  او را زنده زنده در آتش سوزاند و ننگ ابدی را برای خود به ارمغان آورد.  یکی دیگر از مشاهیر که قربانی بیداد دیوان تفتیش قرار گرفت  ژاندارک دختر قهرمان و میهن پرست فرانسوی بود که پس از دستگیری و تهدید به شکنجه‌ شدن به گناه نکرده اعتراف کرد ولی بعدا چون اعلام کرد که اعترافش به خاطر ترس از شکنجه شدن بوده و آنرا پس گرفت  دیوان   او را  به میله‌ی آهنی سپرد تا طعمه‌ی آتش شود. دیوان تفتیش مراکزی در بسیاری از کشورها داشت. مثلا یکی از این مراکز  در اسپانیا در زمان پادشاهی فردیناند و ملکه ایزابلا در اواخر قرن پانزدهم حدود 2000 نفر را برای سوزاندن به میله‌های آهنی سپرد. و صدو شصت هزار یهودی را فقط به گناه یهودی بودن از کشور اخراج کرد. اوج فعالیت دیوان  تفتیش در قرون سیزدهم تا پانزدهم-معروف به دیوان تفتیش قرون وسطایی - بود و بعد از آن به تدریج کاهش یافت با این همه با شیب بسیار ملایم تری تا 1908 ادامه داشت. تصویر بالا یک نقاشی است از صحنه‌ی آتش زدن ژاندارک دختر میهن پرست فرانسوی توسط بیدادگاه تفتیش عقاید. ژاندارک  نقش بزرگی در مبارزات فرانسه برای بیرون راندن اشغال گران انگلیسی در جنگ صد ساله  داشت. او به هنگام مرگ نوزده ساله بود.

سال ببر و آغاز قرن پانزدهم مبارک!!

ببر آغاز گر قرن پانزدهم

سال ۱۴۰۱ بنا به دلایلی که در یکی از پست‌های قبلی ذکر شد به یقین اولین سال قرن پانزدهم است. این سال بنا به تقویم چینی سال ببر است و لحظه‌ی تحویل آن نیز  ساعت هفت و سه دقیقه و بیست و شش ثانیه‌ی عصر روز یکشنبه بیست و نهم اسفند است. یعنی ما در آن لحظه از آخرین روز اسفند ماه،  قرن چهاردهم را تمام می‌کنیم و وارد قرن پانزدهم می‌شویم. برای دوستانی که هنوز ابهام دارند باید عرض کنم که ما در تقویم سال صفر نداریم! یعنی  اول فروردین سالی که پیامبر(ص) در آن هجرت کردند سال ۱ هجری شمسی است پس اول فروردین سال ۱۰۱ دقیقا صد سال از مبداء یا آغاز سال  ۱ گذشته بود و ما وارد قرن دوم شده بودیم . بنابراین تمام بحث این است که از آغاز فروردین سال۱ که مبدا است تا اول فروردین  ۱۴۰۱ دقیقا ۱۴۰۰ سال  تمام یا چهارده قرن تمام گذشته نه ۱۴۰۱ سال.  البته اگر سالی که در آن پیامبر(ص) هجرت کرد سال صفر هجری نامیده می‌شد مسئله فرق می‌کرد و ما به خوبی می‌دانیم که سال صفر نداریم!!  بد نیست بدانید که در سال ۲۰۰۰ نیز همین موضوع اتفاق افتاد یعنی خیلی‌ها فکر می‌کردند که سال ۲۰۰۰ اولین سال قرن بیست و یکم است و بعضی‌ها هم فکر می‌کردند این بحث چندان مهم نیست و دلبخواهی است و هر دو گروه درست می‌گویند!!.در حالی که این نه یک موضوع دلبخواهی بلکه یک موضوع دقیق ریاضی است یعنی اول اینکه ما در تقویم سال صفر نداریم و آغاز سالی که در آن مسیح متولد شده سال شماره‌ی ۱ نامیده شده و بنابراین ۲۰۰۰ سال بعد از سال ۱ می‌شود سال  ۲۰۰۱  و به همین دلیل آغازسال ۲۰۰۱ آغاز هزاره‌ی سوم یا آغاز قرن بیست و یکم بوده است.

رابرت هوک لئوناردویی دیگر(3)

رابرت هوک در نجوم نیز دستی داشت. قبل از او جیمز گریگوری ریاضی دان و منجّم اسکاتلندی( متولد 1638 و متوفی در 1675) طرحی از تلسکوپ بازتابی ارائه کرده بود و هوک  نخستین دانشمندی است که موفق به ساخت آن در سال 1673شد. با این تلسکوپ هوک به مشاهده‌ی آسمان پرداخت و از جمله چرخش مشتری به دور محور خود را کشف کرد.  یکی دیگر از اختراعات ساده ولی مهم رابرت هوک آونگ مخروطی است که هوک  آن را به عنوان اُلگویی از حرکت سیارات به دور خورشید معرفی کرد. به علاوه او اعلام کرد که با این آونگ می‌توان شدت گرانش را به دست آورد. چند سال بعد کریستن هویگنس ریاضی فیزیک دان و منجّم هلندی(متولد 1629 متوفی در 1695) با محاسبه، دوره‌ی تناوب این آونگ را به دست آورد. رابرت هوک نخستین دانشمندی است که به مطالعه‌ی انتشار آثار در فضا اعم از اثر نور ، اثر صوت یا اثر گرانش در فضا پرداخت او که ریاضی دانی بسیار ورزیده بود چنین  استدلال می‌کرد که هر اثر منتشره از یک نقطه باید از کُراتی  به مرکز  آن نقطه عبور کند. هر چه از آن نقطه دورتر شویم مساحت کره‌یی به مرکز آن نقطه که از (بیننده یا شنونده یا هر اثر پذیرنده‌ی دیگر) عبور می‌کند وسیع تر خواهد شد  و  بنابراین آنچه از آن اثر به او می‌رسد نسبت معکوس با مجذور شعاع دارد. او با همین استدلال نتیجه گرفت که گرانش بین هر دو جسم  به صورتی است که نسبت عکس با مجذور فاصله‌ی آن دو  دارد و همین نکته را نیز طی مکاتبات خود با نیوتن که درمحاسبه‌ی فرمول گرانش دچار مشکل بود گوشزد کرد. اکنون دیگر تردیدی وجود ندارد که کاشف واقعی قانون عکس مجذور فاصله در فرمول‌های تعیین شدت گرانش از آنِ هوک است نه نیوتن. خیلی عجیب است که برخی از منابع تاریخ علم  تاکید می‌کنند که کشف هوک ارزش چندانی ندارد زیر این نیوتن بود که آن فرمول قانون گرانش جهانی را با استدلال ریاضی ثابت کرد. چقدر خنده‌دار است  برای اینکه این تاریخ نویسان هنوز نمی‌دانند که فرمول قانون گرانش جهانی قانونی تجربی است و تا کنون با استدلال‌های ریاضی به دست نیامده است!! آنچه نیوتن کرد اثبات ریاضی این قانون نبود بلکه به کار بستن مشروط  آن بود در محاسبه‌ی حرکت سیارات ومدار انها بدون احتساب ثابت جهانی گرانش(یعنیG) چون نیوتن  مقدار ثابت جهانی گرانش را نمی‌دانست،  ثابت جهانی گرانش را که بخش مهم فرمول قانون گرانش جهانی است نه نیوتن بلکه هنری کاوندیش فیلسوف و دانشمند انگلیسی (متولد 1731 و متوفی در 1810) در سال 1797( سالها پس از مرگ نیوتن) طی آزمایشی موسوم به آزمایش کاوندیش محاسبه کرد. یعنی تنها در آن زمان بود که اثبات تجربی این فرمول کامل شد. ما نمی‌خواهیم ارزش کار نیوتن را  در به کار بردن قانون گرانش جهانی کوچک بدانیم ولی چندین دانشمند در تکمیل اثبات تجربی این قانون نقش داشته‌اند. حتا بسیاری از قوانین مکانیک که اکنون به نام نیوتن اند قبل از او توسط گالیله یا هوک مطرح شده بودند. کار مهم نیوتن به کار بستن نظری و ریاضی همه‌ی این قوانین در شاهکارش« اصول ریاضی فلسفه‌ی طبیعی» است. در واقع کار نیوتن پذیرش شجاعانه همه‌ی این اصول و قوانین تجربی و بهبود بخشیدن آنها و سپس مرتبط کردن آنها با هم در قالب‌های منسجم ریاضی برای پیدایش علم مکانیک و اثبات بسیاری از قوانین فیزیک مثل قوانین کپلر بود و به همین دلیل است که او را تاثیر گزارترین فیزیک‌دان در تاریخ علم می‌دانند. درست مثل آلبرت اینشتن که او نیز نتیجه‌ی آزمایش تجربی مایکلسن مورلی در باره‌ی سرعت نور را با شجاعت به عنوان یک اصل  پذیرفت و نظریه‌ی نسبیت را بر آن بنا نهاد. رابرت هوک در سال 1703 درگذشت و پس از مرگ او نیوتن به ریاست انجمن سلطنتی رسید و اتفاقاتی پس از آن روی داد که به اعتقاد برخی از پژوهشگران مسئولیت آن به عهده‌ی نیوتن است و ممکن است به دستور او انجام شده باشد. نابود شدن تنها عکس رابرت هوک و بسیاری از دست نوشته‌های و اختراعات او که ممکن بود نقش او را در طرح کردن بسیاری از قوانین فیزیک که اکنون به نام نیوتن و  دیگران است  روشن‌تر کند. در هرحال فعلا  انگشت اتهام تاریخ علم در مورد این اتفاقات به سوی نیوتن است و باید برای روشن شدن این ابهامات به انتظار نشست. ولی نباید گفته‌ی پیر روسو مورخ و منجّم فرانسوی(متولد 1905 متوفی در 1983) در کتاب تاریخ علوم اش  را از یاد برد که می‌گفت «تاریخ علم چندان توجهی به اخلاق ندارد و آنچه مهم است تاثیر مثبتی  است که هر دانشمند بر مسیر پیشرفت‌ها می‌گذارد ولو او این تاثیرات را با روش‌های غیر اخلاقی گذاشته باشد.» تاثیری که نیوتن بر تکامل پُرجهش فیزیک گذاشته است آنقدر عظیم است که با  زدودن بخش‌هایی از آن با هر اتهام روا یا ناروا  از عظمت آن کاسته نخواهد شد

رابرت هوک لئوناردویی دیگر(2)

در همان زمان رابرت بویل( فیزیک دان، شیمی دان و فیلسوف ایرلندی انگلیسی متولد 1627 و متوفی در 1691) در جستجوی دستیاری بود و توماس ویلیس (دانشمند انگلیسی،نورولوژیست، آناتومیست و روانشناس متولد 1621 و متوفی در 1675) که شناخت کاملی از هوک داشت او را معرفی کرد و به این ترتیب رابرت بویل ضمن استخدام هوک از او خواست که یک  پمپ تخلیه‌ی هوا برای او بسازد.  البته دامنه‌ی فعالیت بویل در زمینه‌ی شیمی بود ولی او با آگاهی از آزمایشات وُن گریکه (مخترع و سیاستمدار آلمانی متولد 1602 و متوفی در 1686) با پمپ هوا به فکر انجام آزمایشات مشابه‌یی افتاده بود و چون از توانایی رابرت هوک در ساختن وسایل مکانیکی آگاه بود می‌خواست ببیند  که آیا هوک می‌تواند چنین پمپی را بسازد یا نه. در همان زمان رالف گریتوریکس(مهندس و مخترع وسایل آزمایشگاهی به ویژه ابزارهای ریاضی متولد در 1625 و متوفی در 1675) هم یک پمپ تخلیه‌ی هوا ساخته بود که بهتر از پمپ وُن گریکه کار می‌کرد.  هوک با قبول پیشنهاد رابرت بویل بر آن شد که نه تنها آن دستگاه را بسازد بلکه عیوب آن را نیز برطرف کند و با بهینه سازی ساختارش آن را تا حد یک پمپ مدرن تخلیه‌ی هوا بهبود بخشد و همین کار را هم کرد. زیرا او کسی نبود که بدون تاثیرگزاری بر یک چیز به تقلید صرف آن بپردازد. هوک هرگز به یک چیز متمرکز نمی‌شد و نبوغ او به گونه‌یی بود که در شاخه‌های ظاهرا متفاوت علمی نظریه پردازی می‌کرد گویی پیوندی بین همه‌ی ارکان جهان می‌دید. درست وقتی که مشغول کار روی پمپ هوا بود درباره‌ی سازو کار ساعت‌ها نیز فکر می‌کرد و از خود می‌پرسید که چگونه می‌توان از آنها برای تعیین طول جغرافیایی در دریانوردی استفاده کرد. عملکرد ساعت‌های پاندولی یا آونگی آن دوران به علت افت و خیزهای کشتی در دریا دچار اختلالاتی می‌شد که همین هوک را به فکر استفاده از فنر به جای آونگ در ساعت‌ها انداخت. در ساعت‌های آونگی  چرخ تعادل ساعت با یک آونگ که تحت میدان گرانشی زمین نوسان می‌کند، کنترل می‌شود. بدیهی است  نوسانات آونگ در یک وسیله‌ی نقلیه مثل کشتی مُدام  تحت تاثیر تکان‌های ناگهانی قرار می‌گیرد و لاجرم در عملکرد ساعت اختلال پدید می‌آورد. هوک با خود اندیشید که آونگ به علت ثابت بودن زمان تناوب نوساناتش در ساعت به کار می‌رود. ولی فنر هم زمان تناوب ثابتی دارد که به خلاف آونگ مستقل از گرانش است. پس می‌توانیم به جای آونگ از فنر استفاده کنیم زیرا ساعت‌های فنری دست کم در کشتی‌ها و سایر محیط‌های متحرک عملکرد بهتری خواهند داشت و به این ترتیب دست به کار شد و در خلال همین آزمایشات روی ساعت‌های فنری بود که به چندین  دستاورد مهم دیگر هم رسید که یکی از آنها اختراع ساعت‌های فنری مدرن بود. ولی متاسفانه او علیرغم اصرار دوستان دانشمندش به دلایلی که ممکن است به علت ویژگی های منفی شخصیتی او بوده باشد در ثبت آن کوتاهی کرد و تنها آن چیزی را (آن هم در سال1667 و باز هم به اصرار دوستان دانشمندش)  منتشر کرد که اکنون به نام قانون هوک معروف است. در سال 1662 هوک به عضویت انجمن سلطنتی انگلستان در آمد و سرپرستی آزمایشات آن انجمن به او محول گردید. هوک معمار برجسته‌یی نیز بود و پس از آتش سوزی بزرگ لندن در سال 1666 همراه با  سرِ کریستوفر وِرن( معمار، ریاضی فیزیک دان و منجم برجسته‌ی انگلیسی متولد 1632 و متوفی در 1723) نقش بزرگی در بازسازی و نوسازی شهر لندن داشت.                                                                                                                                                  در سال 1665 هوک با انتشار شاهکار خود، کتابی به نام مایکرو گرافیا که حاوی تصاویر جالب از ساختمان مواد آلی و  اکتشافات مهم دیگر درباره‌ی زیست شناسی بود به شهرت جهانی دست یافت. برای تدوین این کتاب نخست  میکروسکوپی ساخت و با آن به مشاهده‌ی اجزای تشکیل دهنده‌ی مواد آلی  پرداخت. رابرت هوک ابتدا به مشاهده‌ی تراشه‌یی از چوب پنبه پرداخت و با دیدن شبکه‌های ساختار چوب پنبه آنها را با الهام از اتاق‌های راهبان مسیحی در صومعه، حجره یا سلول نامید و به این ترتیب نخستین کسی بود که به مشاهده‌ی سلول یا یاخته‌ پرداخت و آن را نامگزاری کرد. در اینجا ذکر توضیحی درباره‌ی  «ساختن»که در منابع تاریخ علم مُدام تکرار می‌شود  خالی از فایده نیست: در این منابع می‌خوانیم که مثلا نیوتن یا هوک میکروسکوپ یا... تلسکوبی ساختند. تاکید می‌کنم منظور آن نیست که این میکروسکوب یا تلسکوپ یا هر دستگاه دیگر با همه‌ی اجزایشان الزاما به دست آن دانشمند ساخته شده اند. بلکه منظور طراحی دستگاه و مدیریت ساخت آن است. هوک تا سنین نوجوانی واقعا به دست خود دستگاه‌هایی را می‌ساخت ولی پس از تثبیت مقام خود به عنوان سرپرست آزمایشگاه و کارگاه،  برای  هر چه بهتر جفت و جور شدن عناصر دستگاه‌های خود  از استادکاران  توانا استفاده می‌کرد.

 

رابرت هوک لئوناردویی دیگر (1)

نقوش به جای مانده از رابرت هوک در تاریخ علم بسیار کمرنگ است آنقدر که حتا کاملا مطمئن نیستیم که عکس‌های منتسب به او براستی از اوست یا نه! ولی این را می‌دانیم که او قدی کوتاه داشته و از چهره‌ی زیبایی نیز برخوردار نبوده. نیوتن گفته بود که من برای بهتر دیدن جهان بر شانه‌های بلند قامتان یا غول‌های علم ایستادم. برخی از پژوهشگران بر این باورند که طرف خطاب او رابرت هوک بوده است. زیرا هوک در مجادلات‌اش با نیوتن گفته بود که نیوتن با راهنمایی من به فرمول گرانش جهانی دست یافت. به اعتقاد آنها نیوتن با این جمله می‌خواست بگوید که ممکن است من از  بلندقامتان( دانشمند بلند پایه‌) تاریخ علم برای فرمولم استفاده کرده باشم ولی چه نیازی به یاری جُستن از کوتوله‌‌یی(دانشمندی حقیر) مثل رابرت هوک داشتم. البته معلوم نیست که منظور نیوتن بزرگ این بوده  باشد ولی هر روز که می‌گذرد بیشتر دستگیرمان می‌شود که رابرت هوک اگر چه قدی کوتاه داشت ولی او نیز  بی‌شک یکی از بلند قامتان تاریخ علم بوده است که همچون  لئونارد داوینچی فراتر از عصر خود بوده و باید برای شناخت بهتر او به انتظار بنشینیم. بیهوده نیست که اکنون او را لئوناردوی انگلستان می‌نامند.  رابرت هوک همچون هویگنس لیکن زودتر از او  منتقد نظریه‌ی ذره‌یی-خطی نیوتن و معتقد به موجی بودن نور شد. با این حال تا زمانی که نیوتن بزرگ در عرصه‌ی علم جولان می‌داد و یانگ آزمایش معروف خود را  برای عینیت بخشیدن به نظریه‌ی موجی بودن نور عرضه نکرده بود هیچ کس را یارای روی برتافتن از جمال پُر فروغ نیوتن و توجه به مخالفین او یعنی رابرت هوک و هویگنس نبود. نیوتن براستی همچون خورشیدی که روز می‌آفریند بر پهنای عصر خود پرتو افکن شده بود و بیهوده نیست که عصر او را در تاریخ علم عصر نیوتن می‌نامند. رابرت هوک یک دانشمند انگلیسی بود که در عرصه‌های مختلف علم از ریاضیات و نجوم و مکانیک و اپتیک گرفته تا معماری و حتا زیست شناسی حرف‌های زیادی برای گفتن داشت. او یک مهندس بسیار برجسته و خلاق  و خالق یا طراح دستگاه‌‌های گوناگونی بود که بسیاری از آنها به دلایل نامعلومی نابوده شده‌اند. رابرت هوک در هجدهم جولای 1635 در انگلستان متولد شد. پدر هوک (جان هوک) سرپرست یک کلیسا بود و در عین حال  مدرسه‌ی کوچکی مرتبط با کلیسا را نیز اداره و در آنجا تدریس خصوصی می‌کرد. رابرت برادری داشت همنام با پدرش که پنج سال از او بزرگتر بود. جزئیات زیادی از زندگی رابرت هوک نمی دانیم جز آنچه برای دوستانش نقل کرد و آنها روایت کردند، اینکه همچون بسیاری از کودکان آن عصر مریض احوال بود آنقدر که پدر و مادرش فکر نمی‌کردند که تا دوران بلوغ زنده بماند و لاجرم اصراری برای ادامه تحصیل او نداشتند. در واقع اگر رابرت هوک همچون سه برادرش  تندرست و سالم بود مثل آنها کشیش می‌شد. الهام ‌ دهنده‌ی رابرت هوک جهان پیرامون او بود که بعدها آن را همانند یک دستگاه مکانیکی گسترده توصیف کرد. او از همان کودکی به دقت به چهان پیرامون خود از کوه و دشت و دره گرفته تا ماه و ستارگان آسمان به دقت نگاه می‌کرد و مسحور ساز و کار آنها می‌شد. از همان خردسالی علاقه‌ی وافری به ساختن اسباب‌های مکانیکی داشت و از همان زمان کاردستی‌های زیادی  می‌ساخت. از ساعت گرفته تا کشتی چوبی به حدی که در ده سالگی در اوج فوران نبوغ اش  یک مهندس ورزیده در ساختِ انواع اسباب بازی ها و دستگاه‌ه‌های ابتکاری شده بود. دو چیز موجب بی اعتنایی دیگران به تحصیل او شد یکی رنجور و مریض احوال بودنش و دیگری ظهور بیماری پدر خانواده در همان کودکی رابرت. همین بی‌اعتنای به او اجازه داد تا خود به اختیار خود و به  طور عملی دست به کار شود و به تحصیل علم بپردازد. هنوز کاملا به سن رشد نرسیده بود که به نقاشی پرتره نیز علاقمند شد و  با به تصویر درآوردن چهره‌ی برخی از افراد سرشناس،  خانواده‌ی خود را متحیر کرد و آنها که امیدی به بالیدن او و حتا بقای او نداشتند با تحیر از کشف این قریحه‌ی او اندکی به خود آمدند و به زندگی آتی این کودک رنجور امیدوار شدند و  او را به لندن نزد یک نقاش پرتره به نام پیتر لیلی(Peter Lely) فرستادند. پیتر نقاش برجسته‌یی بود که چهره‌ی پادشاهان و بزرگان را نقاشی می‌کرد و رابرت می‌توانست از چنین مرد هنرمندی بسیار چیزها بیاموزد ولی خیلی زود فهمید که برای پیشبرد استعداد عملی خود در مکانیک و مهندسی باید به جای هدر دادن پول خود در آموزش نقاشی به تحصیلات مدرسه‌یی و آکادمیک بپردازد این بود که در مدرسه‌ی وِست مینستر ثبت نام کرد. مدیر مدرسه یعنی ریچارد بازپی(Richard Busby) به زودی متوجه شد که او با یک دانش آموز نابغه مواجه است که در همان اولین هفته‌ی ورود خود شش مقاله‌ی اقلیدس را به خوبی فرا گرفت. او متوجه‌ی ویژگی دیگر رابرت نوجوان شد و دریافت که رابرت اصولا بیش از آنکه به آموختن مستقیم  از دیگران علاقمند باشد دوست دارد با اتکا به خود و ارتباط مستقیم با جهان پیرامون خود بیاموزد. بنابراین ریچارد تصمیم گرفت که به او اجازه درس خواندن در کتابخانه بدون لزوم شرکت در کلاس‌ها را بدهد. هوک در وست مینستر زبان‌های لاتین و یونانی را فرا گرفت. تسلط سریع او به هندسه کمک شایان توجه‌یی به شیوه‌های مهندسی او نمود و او به زودی سرگرم ساختن ماشین‌های اسباب بازی پرنده شد. رابرت به موسیقی نیز عشق می‌ورزید و درهمان نوجوانی به سرعت نواختن اُرگ را آموخت. در سال 1653 با احساس اینکه به اندازه‌ی کافی از مدرسه‌ی وست مینستر بهره برده است آنجا را به قصد کالج کریست آکسفورد ترک کرد. مدتی هم به عنوان خواننده گروه کُر برنامه اجرا کرد. حضور او در آکسفورد  مقارن بود با حضور گروهی از دانشمندان برجسته نظیر توماس ویلیس، ست وارد، روبرت بویل، جان ویلکینز، جان والیس، کریستوفر رن و ویلیام پتی. در آکسفورد هوک نجوم را در نزد ست وارد آموخت و ویلکینز را تحت تاثیر دانش خود در مکانیک قرار داد. ویلکینز کتاب جادوی مکانیک خود را به او  اهدا کرد. این کتاب از کارهای حیرت انگیزی سخن می‌گفت که می‌توان به یاری مکانیک هندسی انجام داد او این کتاب را پنج سال قبل از ورود هوک به آکسفور به نشر رسانده بود.  تاثیر این کتاب بر رابرت هوک جوان بسیار نیرومند بود و  به تداوم تلاش‌های او برای ساختن ماشین‌های پرنده یاری رساند. مدتی هم با ویلیس در آزمایش‌های کالبدشناسی و تشریح  همکاری کرد. این گونه بود که او با همکاری با دانشمندان برجسته توانایی های خود را بهبود بخشید. این گوشه از دوران زندگی رابرت هوک و بزرگانی همچون او در کودکی و نوجوانی باید برای آموزگاران ما درس عبرتی باشد تا هرگز قضاوتی زود هنگام درباره‌ی شاگردان خود نکنند. و کوتاهی دانش آموان از فرا گرفتن دروس‌ کلاس را نشانه‌ی کُند ذهنی آنان ندانند. 

از واکسن سینوفارم چه می‌دانیم؟

آنچه تا کنون بنا به منابع منتشر شده از سینوفارم می‌دانیم به قرار زیر است:

1-  سینوفارم واکسنی است ساخت کشور چین که به علت برخورداری از فواید قابل توجه از سازمان بهداشت جهانی مجوز اضطرای گرفته تا بتوان با تولید انبوه آن به واکسیناسیون جهانی سرعت بخشید.

2-  سینوفارم با روش سنتی یعنی  استفاده از ویروس غیر فعال یا ضعیف شده ساخته می‌شود در حالی که واکسن‌های مدرن مثل فایزر و مُدرنا با فناوری نوین یعنی mRNA  ساخته می‌شوند. برای تفهیم عملکرد این فناوری نوین به زبان ساده باید گفت که  در این روش‌ نوین، کُد ژنتیکی ویروس به بدن منتقل می‌شود تا خود بدن  ویروس را تولید کند و روش مبارزه با آن را بیاموزد.

3-  سینوفارم از کم خطرترین واکسن‌هاست که عوارض احتمالی کمتری نسبت به سایر واکسن‌ها دارد.

4- حمل و نقل سینوفارم آسان‌تر است و نیاز به دمای بسیار پایینی ندارد درحالی که واکسن‌های مدرن مثل فایزر به دمای بسیار پایینی نیاز دارند که احتمال تخریب آنها در حین حمل و نقل به ویژه در کشورهایی با فناوری یا فرهنگ پایین بسیار زیاد است.

5-  واکسن سینوفارم از ارزان ترین واکسن‌هاست و با هزینه‌ی بسیار کمتر می‌توان آنرا در کشورهای مختلف باز تولید و توزیع کرد.

6- واکسن سینوفارم را باید در دو دوز به فاصله‌ی حدود سه هفته تزریق کرد تا ایمنی بالای هفتاد درصد ایجاد شود.

7- واکسن سینوفارم برای افراد هجده سال به بالا تزریق می‌شود.

8-  کارایی واکسن سینوفارم برای سنین 20 تا 40 بسیار خوب و برای سنین 40 تا 50یا 60 نسبتا  خوب است ولی کارایی آن برای سنین بالای50 یا 60 به سرعت کاهش می‌یابد. باید افراد بالای پنجاه پس از تزریق واکسن بیشتر از سایر گروه‌های سنی مراقب خود باشند و نیز بهتر است افراد بالای شصت سال به ویژه افراد بالای هفتاد سال حدود یک ماه بعد از تزریق دومین دوز سینوفارم برای اطمینان از تولید آنتی بادی کافی در بدن آزمایش شوند و اگر فاقد آنتی بادی بودند دوز سوم نیز با دستور پزشک به آنها تزریق شود.

9- در برخی از مناطق جهان مثل ابوظبی تصمیم گرفته شد شش ماه پس از تزریق دوز دوم سینوفارم، دوز سوم نیز به طور سراسری تزریق شود تا ایمنی بهتری به وجود آید.

10 – بسیاری از منابع تاکید می‌کنند که اگر با تزریق واکسن سینوفارم  انتی بادی های لازم در بدن تولید شود این آنتی بادی‌ها توان مقابله با نوع دلتای ویروس کرونا را دارند. این ویژگی سینوفارم بسیار مهم است چون می‌توان با تزریق دوز سوم ایمنی جامعه را با هزینه‌ی نه چندان بالا افزایش داد.  

واکسیناسیون با هر واکسنی که تزریق کنید به معنی آن نیست که شما کاملا ایمن هستید. این واکسن تنها برای کاهش احتمال بیمارستانی شدن یا مرگ شماست. باید همچنان ماسک بزنید و  مراقب خود باشید. این ایمنی نسبی است. اگر هفتاد درصدمردم جهان به همین ایمنی نسبی دسبت بیابند ویروس مهار خواهد شد و در ضربات بعدی دست از سر همه‌ی ما برخواهد داشت

در هر حال باید تاکید کرد که هدف  واکسیناسیون سراسری برای کنترل و محو  این بیماری مهیب در سراسر  جهان است هیچ کشوری نمی‌تواند با کنترل بیماری فقط در کشور خود، به ایمنی کامل برسد. زیرا اگر در همه جهان این بیماری کنترل شود ولی در یک کشور، آری تنها در یک کشور این بیماری همچنان به تاخت و تاز خود ادامه دهد مطمئن باشید که دیر یا زود این ویروس دوباره به سراسر جهان گسترش خواهد یافت آنهم شاید با جهشی بسیار مرگبارتر. اینجاست که باید گفته‌ی حکیم فرزانه‌ی ایرانی سعدی شیرازی را آویزه‌ی گوش کرد که چو عضوی بدرد آورد روزگار -- دگر عضوها را نماند قرار . پس باید همه‌ی ما حتا پس از واکسیناسیون باتحمل هر رنجی که  هست ماسک بزنیم و خود را محافظت کنیم تا بتوانیم نقشی ولو اندک در این مبارزه‌ی جهانی داشته باشیم. اگر واکسن تولید کردیم باید به هر کشوری که به واکسن نیاز دارد ارسال کنیم و  از یاری گرفتن از کشورهایی که واقعا می‌خواهند به یاری ما بشتابند سر باز نزنیم .

چرا 1401 اولین سال قرن پانزدهم است نه 1400

سال 1400 آخرین سال قرن چهاردهم است نه اولین سال قرن پانزدهم

خیلی ها فکر می‌کنند امسال یعنی سال 1400، (بنا به تقویم چینی سال گاو ) اولین سال قرن پانزدهم است. عده‌یی دیگر نیز امسال را آخرین سال قرن چهاردهم و سال دیگر یعنی 1401 را اولین سال قرن پانزدهم می‌دانند. هر دو گروه برای خود استدلال‌هایی دارند. بعضی‌ها فکر می‌کنند هر دو گروه درست می‌گویند و این اختلاف چندان اهمیتی ندارد. ولی اگر منطق و ریاضیات را داور این بحث‌ها قرار دهیم معلوم می‌شودکه امسال آخرین سال قرن چهاردهم است نه اولین سال قرن پانزدهم.  ریاضیات به ما می‌گوید که اگر قرارداد هم باشد این قرداد قبلا بسته شده است و حال باید بر مبنای آن شمارش کرد. فرض کنید شما می‌خواهید شمار زیادی از گردوها را با شمارش در جعبه‌های صدتایی دسته بندی کنید. اگر شمارش شما به خلاف آنچه مرسوم است از صفر شروع شود یعنی بر اولین گردویی که می‌شمارید برچسب صفر بزنید در آن صورت نود و نهمین گردو آخرین گردو از صدتایی اول است و صدمین گردو  آغازگر دومین صدتایی. ولی اگر شمارش را به صورتی که مرسوم است با عدد 1 شروع کنید در آن صورت صدمین گردو آخرین گردو از  اولین صدتایی و صدو یکمین گردو آغازگر دومین صدتایی است.

سال هجری شمسی با عدد 1 شروع شده. اصولا چه در تاریخ میلادی، چه در تاریخ هجری قمری و چه در تاریخ هجری شمسی سال صفر نداریم. پیامبر گرامی اسلام در جمعه 27 تیر سال اول هجری شمسی از مکه به مدینه هجرت فرمودند و همین سال که ایشان در آن  هجرت کردند اولین سال هجری شمسی نامیده شد. در واقع مبدا دقیق تاریخ هجری شمسی نه روز هجرت پیامبر مُکرّم اسلام بلکه اول فروردین همان سال یعنی حدود چهارماه قبل از هجرت ایشان  است. پس اول فروردین بعدی یعنی تنها حدود 9 ماه بعد از  هجرت ایشان دومین سال هجری شمسی شروع می‌شود. به این ترتیب 100 هجری شمسی آخرین سال قرن اول و 101 هجری شمسی آغاز دومین قرن هجری شمسی است. با همین روند 200 هجری شمسی آخرین سال قرن دوم و 201 هجری شمسی اولین سال قرن سوم است. 1301 اولین سال قرن چهاردهم و 1400 آخرین سال قرن چهاردهم و 1401 یعنی سال دیگر اولین سال قرن پانزدهم است. بنابراین وقتی به پایان سال 1400 می‌رسیم 1400 سال تمام از مبداء تاریخ هجری شمسی یعنی اول فروردین سالی که در آن  پیامبر گرامی اسلام هجرت کردند می‌گذرد (نه از روزی که هجرت کردند)

                                                                                                                                                                                                    

 

درخشش واکسن اسپوتنیک روسی در محافل علمی

سرانجام چند منبع معتبر علمی آمریکایی و غربی مثل لنست(lancet) واکسن روسی را تایید کردند و آن را هم ردیف بهترین واکسن‌ها برای مبارزه علیه کرونا شمردند تا همه خیال‌شان راحت شود که نباید صرفا به علل سیاسی اعتبار یک تولید علمی را زیر سوال بُرد. حالا معلوم شده که ایمنی واکسن روسی اسپوتنیک حدود 92 در صد و عوارض آن نیز بسیار اندک است و در مجموع به علت راحت ‌تر بودن انتقال آن یکی از بهترین واکسن‌های تولید شده برای مبارزه با کرونا به ویژه در کشورهای فقیرتر است. واکسن اسپوتنیک بعد از پیدایش  به علت تکمیل نشدن مراحل آزمایش‌ انسانی اش به شدت مورد مناقشه قرار گرفته بود ولی اینک درستی عملکرد آن به اثبات رسیده است. برخی از دانشمندان حتی از قضاوت منفی زود هنگام  نسبت به آن ابراز تاسف کردند. عملکرد واکسن اسپوتنیک مشابه عملکرد واکسن‌های آکسفورد و استرازنیک در انگلستان و جانسن در بلغارستان است و به یاری مهندسی ژنتیک  کُد ژنتیکی ویروس را به بدن منتقل می‌کند تا بدن متوجه‌ی تهدید شود و  روش مبارزه با این نوع ویروس را بیاموزد. دو برتری واکسن اسپوتنیک نسبت به واکسن‌های دیگر یکی متفاوت بودن دُز  دوم تزریق آن است که  21 روز بعد از تزریق اول انجام می‌شود. دانشمندان روسی با این حقه‌ی علمی در واقع دیوار دفاعی بدن را نیرومندتر می‌کنند  یعنی ممکن است شما با تزریق واکسن روسی ایمنی بدن خود را در مدت بیشتری حفظ کنید و این امتیاز بسیار بزرگی است. از طرفی دیگر  واکسن اسپوتنیک به خلاف واکسن فایزر به دمای بسیار پایینی نیاز ندارد و می‌توان آنرا در دمای دو تا هشت درجه سلسیوس حفظ کرد. مزیت مهم دیگر واکسن اسپوتنیک این است که می‌توان آنرا برای هر گروه سنی تزریق کرد. ایمنی برخی از واکسن های غربی  برای افراد مُسن کمتر بود. نتیجه اینکه باید این بدبینی که متاسفانه توسط افراد و منابع بی‌اطلاع یا مغرض در جامعه منتشر می‌شود را به کنار زد و به همه‌ی واکسن‌ها چه ایرانی چه روسی و چه غربی که توسط  سازمان جهانی بهداشت یا وزارت بهداشت کشورمان برای تزریق ارائه می‌شود اعتماد کرد تا این بیماری مهیب مهار شود.

واکسن فایزر(Pfizer)

پس از به میدان در آمدن واکسن‌های روسی و چینی که تا کنون کم و بیش موفقیت آمیز بودند ناگهان واکسن جدیدی به میدان آمد که با ادعای ایجاد ایمنی تا نود در صد، جهان را شادمان و شگفت زده کرد و بازارهای بورس را به حرکت درآورد. علیرغم هشدارهای برخی از کارشناسان و دانشمندان مبنی بر زود هنگام بودن این شادمانی و تردید در ایمنی نود درصدی این واکسن، ما قدم این نو رسیده را در هر حال مبارک می‌دانیم و بر سازندگان آن درود می‌فرستیم و  و در عین رعایت فاصله‌های اجتماعی و نکات ایمنی که فعلا بهترین راه مبارزه با این ویروس است در انتظار واکسن های دیگر می‌مانیم که یکی پس از دیگری و یکی بهتر از دیگری به میدان خواهند آمد و ایمان داریم که بشر سرانجام بر این دشمن میکروسکوپی غلبه خواهد کرد و دوباره جهان خرمی سابق را از سر خواهد گرفت.  

  این واکسن که تا کنون روی حدود 44 هزار نفر در شش کشور جهان آزمایش شده و این ایمنی نود درصدی نیز حاصل  آزمایشات فراگیر بوده توسط دو شرکت معظم داروسازی فایزر و بایون‌تک ساخته شده است.

عملکرد این واکسن در بدن( به نام روش mRNA) با عملکرد واکسن‌‌های دیگر متفاوت است. در سایر انواع واکسن‌ها معمولا ویروسی ضعیف شده یا بخش مرده‌ی ویروس به داخل بدن شما تزریق می‌شود و بدن شما با شناخت این موجود خارجی به مبارزه با آن می‌پردازد و  بدون آنکه بیمار شود با غلبه بر آن، توانایی لازم را برای مبارزه با  نوع اصلی این ویروس به دست‌ می‌آورد.

  ولی در واکسن فایزر هیج ویروس ضعیف شده یا بخشی از آن به بدن شما تزریق نمی‌شود بلکه با تزریق واکسن،  کُد ژنتیکی کرونا ویروس به بدن شما منتقل می‌شود و با این حُقه بدن شما مقداری از پروتئین این ویروس را خود تولید می‌کند و دستگاه ایمنی بدن شما نیز با شناخت این پروئین‌ها سد دفاعی لازم برای مبارزه با آنها را فراهم می‌آورد و  به این ترتیب دستگاه دفاعی بدن شما  برای مبارزه با این نوع ویروس آماده و ورزیده می‌شود. یعنی در واقع اطلاعات لازم به بدنتان داده می‌شود تا خود بدن دشمن خود را تولید کند و نحوه‌ی مبارزه با آن را بیاموزد!

و اما نحوه‌ی پخش این واکسن. مهم‌ترین مشکل شرایط نگهداری این واکسن یا حمل و نقل آن است که وجود دستگاه‌های ویژه برای حفظ دما در محدوده‌ی هفتاد درجه زیر صفر سلسیوس را الزامی می‌کند و پیداست که برآوردن این خواست برای ملل فقیر دشوار است. سازمان جهانی بهداشت ضمن ابراز خوشحالی بابت تولید این واکسن از گران بودن این واکسن و دشواری‌های توزیع و پخش آن در سراسر جهان به ویژه در کشورهای فقیر ابراز نگرانی کرده است و به دنبال تمهیداتی برای برطرف کردن این دشواری است. باید روی این نکته‌ی مهم تاکید کرد که با توجه به جمعیت هفت میلیاردی جهان توزیع این واکسن درسراسر جهان و برای همه‌ی مردم جهان میسر نیست و حتی برای افراد مسن، زمینه‌یی و مستعد یکی دوسال وقت می‌گیرد. با این همه نباید ناامید شد و باید چشم انتظار تولید واکسن‌های جدید در کشورهای دیگر به ویژه کشور عزیزمان ایران باشیم. از طرفی تولید داروهای درمانگر هم دور از انتظار نیست. تا آن زمان یگانه راه کنترل این بیماری مخوف، رعایت بهداشت و فاصله‌ی اجتماعی مناسب است.

البته واکسن‌ مدرنا هم با ادعای ایمن سازی نود و چهار و نیم درصدی وارد میدان شده است که باید قدم آنرا هم  مبارک دانست. در ضمن اعلام شده است که واکسن روسی نیز تا نود و دو درصد ایمنی می‌بخشد. همه‌ی این واکسن‌ها دو مرحله‌یی‌اند و دو یا سه هفته پس  از تزریق اولین دُز باید دومی دُوز را تزریق کرد. مدت ایمن سازی هیچکدام از این واکسن ها نیز به طور قطعی مشخص نشده است و باید منتظر ماند تا مدت تاثیر آن بر تزریق شدگان بررسی شود.

آیا بشر قادر به تولیدواکسن یا داروی مناسبی برای کرونا خواهد شد؟

توانایی بشر در فناوری و معالجه‌ی امراض

درمورد ویروس کرونا سخنان زیادی از این و آن می‌شنویم. برخی از پزشکان ما نیز در زیر سوال بردن توانایی بشر در کنترل و تولید واکسن به جمع عوام می‌پیوندند. حتی مقاماتی در حد وزیر بهداشت جناب آقای دکتر نمکی می‌گویند تولید واکسن در هیچ جای دنیا قطعی نشده است و کسی نمی داند که اگر واکسن هم تولید شود ایمنی آن تا چه حد است.  جناب وزیر من و شما خبر نداریم به خاطر اینکه تحقیقات بیشتر کمپانی های معظم داروسازی  دنیا محرمانه و سری است و آنها پیشرفت شان را برای بهره برداری رقبای خود افشا نمی‌کنند و هر دستاورد خود را  سری و محرمانه نگه می‌دارند چون برای تحقیقات هزینه کرده اند و باید این هزینه برگردد. این رقابت خوب است چون همین رقابت یکی از عوامل مهم بالا رفتن کیفیت تولید می‌شود. کسی چه می‌داند شاید به دست آوردهای مهمی رسیده باشند شایدهم نه و دیر یا زود برسند. تاریخ علم به ما می‌گوید که بشر هرگاه به ضرورت برطرف کردن خطر جدی پی بُرد و  برای برطرف کردن آن هزینه کرد موفق شد. در حال و آینده نیز چنین خواهد بود مگر آنکه آن خطر بسیار فراتر از  توانایی او باشد.

از طرفی دیگر  فراموش نکنید کمپانی های داروسازی بسیار معتبر تنها زمانی تکمیل کارشان را اعلام می‌کنند که از هر نظر در مورد بالا بودن عملکرد و کیفیت شان مطمئن باشند. همه‌ی ما درخرید وسایل پیشرفته خارجی با برند مشهور این را تجربه کرده‌ایم. بشر دیر یا زود بر این بیماری غلبه خواهد کرد چون متوجه شده است که این بیماری مهیب به اقتصاد و ساختار جامعه‌ی بشر صدمه می‌زند و او باید برای بر طرف کردن این مشکل هزینه کند.

توانایی بشر را چگونه باید سنجید

دانش و توان علمی بشر به حد و اندازه‌یی رسیده است که قادر به انجام بسیاری از  امور در چهار چوب زندگی و محیط خود و حتی در محدوده‌ی منظومه‌ی شمسی است. بشر می تواند مهلک‌ترین  بیماری ها را از کووید گرفته تا سرطان، به آسانی معالجه کند. ولی چرا نمی‌کند .پاسخ این است که همه  چیز به سرمایه گزاری بستگی دارد. اصلا نوع پرسش در باره‌ی توانایی بشر به سرمایه گزاری بستگی دارد و ما در عصری زندگی می‌کنیم که رابطه‌ی تنگاتنگی بین توانایی و سرمایه گزاری وجود دارد. یعنی شما نباید بپرسید چرا بشر نمی‌تواند کووید را معالجه کند بلکه باید بپرسید چرا بشر برای معالجه‌ی کووید به طور بسیار جدی‌تری سرمایه‌گزاری نمی‌کند . نباید بپرسید چرا بشر نمی تواند سرطان را معالجه کند باید بپرسید چرا بشر برای درمان سرطان و داروی آن سرمایه‌گزاری جدی نمی‌کند. شما در دنیای امروز هر چه پول بدهید آش می‌خورید با شعار دادن مشکل حل نمی شود. در واقع بسیاری از امور زندگی به اقتصاد بستگی دارد و اینکه شما می خواهید برای تولید یا ساختن چقدر سرمایه‌گزاری کنید. بشر می‌تواند همه‌ی آن چیزهای ممکن از لحاظ نظری را  پدید آورد و این پدیدآوری به میزان سرمایه‌گزاری بستگی دارد. بشر نمی تواند مرده را زنده کند چون از دیدگاه نظری بحث های فلسفی مهمی در باره‌ی ماهیت ذاتِ انسان وجود دارد. ولی می‌تواند سرطان را معالجه کند کافیست سرمایه‌گزاری لازم در مورد آن انجام شود. بالاترین سرمایه گزاری جامعه بشری متاسفانه درحال حاضر در حیطه تولید اسلحه به ویژه سلاح های مرگبار هسته‌یی  است. آیا شما می‌دانید چند هزار دانشمند در حد نوابغ بزرگ در بخش‌های سری نظامی جهان به تحقیق مشغول‌اند بی آنکه نامی از آنها مطرح باشد. آنان همان‌هایی هستند که یکسره خود را فروخته اند. و شبکه های نظامی سری برای خریدن آنان سرمایه‌گزاری هنگفتی کرده اند. آیا شما می دانید بشر به چه رازهایی در باره‌ی بیماری‌های ویروسی و میکربی دست یافته است ولی همه‌ی آنها سری اند و در خدمت سازمان‌های نظامی جهان. آیا شما می‌دانید فناوری قابل انتشار و مشهود بشر تنها کسر کوچکی از کل فناوری بشری است و بیشتر آنها سری اند. اینها افسانه یا تخیل های یک انسان بدبین نیست. واقعیت‌هایی است که اگر شما نیز چشم و گوش خود را تیز کنید خیلی زود متوجه خواهید شد. ببینید کشورهایی  مثل هند یا پاکستان با این همه جمعیت در هر سال چند میلیارد دلار تنها صرف نگهداری زرادخانه‌ی اتمی خود می‌کند. از طرف دیگر بیشترین سرمایه‌ی جامعه‌ی بشری در دست شمار معدودی از افراد قرار دارد و آنها نیز سرمایه‌ی خود را بیشتر صرف اموری می‌کنند که خود می‌پسندند و دولت‌ها نیز سرمایه‌های موجود در نزدشان را بیشتر صرف امورات نظامی می‌کنند و بودجه‌ی بهداشت در جهان با توجه به مشکلات بهداشتی جامعه ی بشری و تهدیدهای بیماری‌های نوظهور بسیار اندک است. این را شما هر چه می‌خواهید بنامیدولی  من آنرا جهل بشر می نامم. ولی امیدوارم بشر بتواند برای بقای خود از این جهل رهایی یابد.

آیا مبتلا کردن من به کرونا ویروس انصاف بود

پس از حدود  چهل روز  مبارزه با بیماری کووید 19 ( از جمله بیست روز بستری شدن در بیمارستان که ده روز آن در حال اغما  سپری شد امروز پس از چهارده روز قرنطیه کردن خود در  زیر زمینی نامناسب  برای مبتلا نکردن دیگران،  با ریه های بسیار دردناک به خانه بازگشتم. آن هم به خاطر اینکه دیگران بی اعتنا به فاصله گذاری اجتماعی حقوق مرا زیر پا گذاشتند. من خیلی کم بیرون می‌رفتم و هرگز بدون دستکش و ماسک از خانه خارج نمی شدم.آن روز هم دستکش و ماسک داشتم و  در بانک نوبت گرفتم و تا نوبت من نشد از جایم در  صندلی های فاصله دار برنخاستم. ولی وقتی نوبت من شد و کنار تنها باجه‌ی بانک که کار میکرد ایستادم ناگهان ده ها جوان بدون ماسک و دستکش که ظاهرا آشنایی با کارمند آن باجه داشتند گرد من حلقه زدند و شروع به فریاد زدن برای نشان دادن آشنایی خود کردند و حتی داشتند از سرو کول من بالا می رفتند. چهار روز بعد علائم بیماری در من ظاهر شد و چون دیابت داشتم حتی با وجود نجات جانم توسط پزشکان، به ویژه فقیرترین و زحمت کش ترین قشر پرستاران، فکر نمی‌کنم به این زودی ها با این ریه های معیوب و با توجه به سن و سالم به سلامتی سابق بازگردم . آیا بیمار کردن انسانی که همیشه نگران ابتلای دیگران بود و هشدار می داد انصاف و مروت است.  امیدوارم در پست بعدی اگر حال و قوتی بهتری داشته باشم   ابتلای خود در بانک صادرات  و معالجه‌ خود در بیمارستان رازی را شرح دهم .

دگزا متازون(dexamethasone) اولین داروی ارزان  برای کووید 19

دانشمندان بریتانیایی در پی آزمایشات گسترده‌یی موثر بودن داروی ارزان قیمت دگزامتازون در تقلیل مرگ‌های بیماری کووید 19 ( بر اثر کرونا ویروس) را نشان دادند. این آزمایشات نشان داد که تجویز داروی دگزامتازون در دوز پایین می‌تواند از یک پنجم تا یک سوم  مرگ های ناشی از کووید 19 بکاهد به طوری که اگر از ابتدا مثلا در انگلستان تجویز می‌شد حدود 5000 نفر از درگذشتگان اینک زنده بودند. داروی دگزا متازون تا کنون برای انواع بیماری ها از آرتروز و روماتیسم گرفته تا آسم و بیماری های پوستی به کار می‌رفت ولی اینک نتیجه تحقیقات در درمان کووید 19 دانشمندان بریتانیایی را به وجد آورده است. بیشتر به این دلیل که نسبتا ارزان قیمت است و تولید آن نیز سریع تر انجام می‌شود. البته باید هشدار داد که این دارو از بیمار شدن شما جلوگیری نمی‌کند پس اگر سالمید بیهوده مصرف نکنید چون اگر بهداشت و فاصله گذاری را رعایت نکنید ابدا  از بیمار شدن شما جلوگیری نمی کند و عوارض هم دارد.  تنها تا در صدی  از بیماران بسیار بدحال و نیازمند به دستگاه اکسیژن را، آن هم زیر نظر پزشک و تیم پزشکی و با دُوز پایین  از مرگ نجات می‌دهد. باید تاکید کرد که تاثیر آن نیز قطعی نیست بلکه آماری است یعنی اگر برای ده نفر بیمار بسیار بدحال و در شرف مرگ کووید 19  تجویز شود به طور آماری حدود دو یا سه نفر  از مرگ نجات پیدا می‌کنند و اگر برای 100 نفر بیمار بسیار بدحال تجویز شود حدود نوزده یا بیست نفر از مرگ می‌رهند. در ضمن این بیماری مخوف که بشر مغرور  را در سراسر جهان به زانو در آورده است تا این لحظه یعنی شامگاه 27 خرداد 99  دقیقا 8/202/653 (حدود هشت میلیون)نفر را بیمار کرده و  443/563 ( نزدیک به نیم میلیون) نفر را به هلاکت رسانده است. هیچ درمان قطعی هم ندارد. هنوز واکسنی هم برای آن تولید انبوه نشده است و جز رعایت فاصله  اجتماعی و به کار بردن دستکش و ماسک هیچ تضمینی برای رهیدن از آن نیست!

بیماری نقرس  (gout) به زبان ساده و قابل فهم

نوعی بیماری میانسالی و پیری که بر اثر افزایش اسید اوریک در خون پدید می‌آید و می‌تواند سبب التهاب و ورم مفاصل و مشکلات فراوان دیگر مثل درد شدید مفاصل و حملات نقرسی و سنگ کلیه شود. اسید اوریک که با هضم پروتئین‌ها در بدن تشکیل می‌شود در یک بدن سالم به راحتی مایع شده و پس از برداشته شدن توسط کلیه‌ها  با ادرار از بدن دفع می‌شود و مشکلی پدید نمی‌آورد ولی  اگر کلیه و بدن به هر دلیلی نتوانند این اسید اوریک را دفع کنند اسید اوریک در خون به صورت بلور( بلورهای منوسدیم) در می‌آید و در نواحی مختلف بدن به ویژه مفاصل پا رسوب می‌کند. چرا مفاصل پا؟ زیرا پاها معمولا دمای پایین‌تری دارند و خنک‌ترند و میزان حلالیت اسید اوریک را کاهش می‌دهند و در واقع به بلور شدن اسید اوریک یاری می‌رسانند. این بلورها در مفاصل به ویژه در شست پاها  رسوب می‌کنند وخود را به صورت ورم و التهاب مفصل نشان می‌دهند. به همین دلیل در بیشتر مواقع بیماری نقرس با التهاب و تورم شست پا شروع شده، در صورت عدم درمان، به تدریج  حاد و مزمن می‌شود. 

احتمال ابتلای چه کسانی به نقرس بیشتر است؟

1- افراد میانسال و پیر 2- مردان (در زنان کمتر است) 3- افراد مستعد از نظر ژنتیک، یعنی افرادی که در خانواده‌شان سابقه‌ی ابتلا به نقرس وجود دارد 4- کسانی که اضافه وزن دارند 5- کسانی که مشروبات الکلی و نوشابه‌های شکردار فراوان می‌نوشند 6- کسانی که در مصرف غذاها و نوشیدنی های پورین دار( مثل گوشت قرمز، سوسیس، کالباس‌، گوشت غاز، گوشت بوقلمون،جگر،دل، قلوه، کله پاچه، کلم، قارچ،اسفناج و...  افراط می‌کنند. 7- کسانی که ورزش نمی‌کنند و تحرک کمتری دارند.8- کسانی که  پیوند عضو انجام داده‌اند.    

باید تاکید کرد  ورزش که عامل بسیار مهمی است در سلامتی بدن، در جلوگیری یا درمان این بیماری نیز نقش عمده‌یی بازی می‌کند.

 

تاثیر گرما بر کاهش شیوع کرونا ویروس

تاثیر گرمای هوا بر کرونا ویروس

همه‌ی آزمایشات نشان داده است که افزایش گرما، عمر هر ویروس تاجدار حتی کووید 19  را کم یا بیش  کاهش می‌دهد و درنتیجه با افزایش دمای هوا و فرا رسیدن فصل گرما امید فروکش کردن بیماری افزایش می‌یابد. با این همه سوء تفاهم در این زمینه بسیار گسترده است. بنابراین باید تاکیدکرد که:

1- گرم کردن بدن‌تان به هر شکل یا تابیدن خورشید یا هر نور دیگر به بدن‌تان شما را از ابتلا نجات نمی‌دهد یا اگر بیمارید معالجه نمی‌کند.

2- اگر شما و مردم  دیگر بهداشت و  فاصله‌ی اجتماعی  را در دوران همه گیری (مثل الان) حفظ نکنید این بیماری حتی ممکن است در فصل گرم تداوم داشته باشد و متاسفانه این بیماری را به پاییز برساند و فاجعه‌یی برای جامعه پدید آورد.

3- گرمای هوا و تغییر فصل باعث زودتر مُردن ویروس ها برسطح زمین یا سطح دستان شما و سطوح دیگر می‌شود ولی اگر به فرض روی دست‌تان قرار گیرد و  پنج دقیقه‌ی بعد ناخود آگاه دست تان را به بینی یا چشم یا دهان بزنید حتی در اوج گرمای تابستان قطعا بیمار خواهید شد.

بنابراین فصل گرم  قطعا موجب فروکش کردن بیماری کرونا خواهد شد به شرط اینکه فاصله‌ی اجتماعی و بهداشت رعایت شود  وگرنه این ویروس تا پاییز تداوم خواهد داشت و خسارت‌های جبران ناپذیر مالی و  جانی به بار خواهد آورد. دوست گرامی هرگز نگویید:« من دیگر حوصله ندارم! دیگر رعایت نمی‌کنم. هر بلایی می‌خواهد به سرم بیاید بیاید» چرا؟ برای اینکه شما حتی اگر به خود اهمیت ندهید، ممکن است انتقال دهنده‌ی ویروس باشید و کسی یا کسانی را به قتل برسانید بدون آنکه تحت تعقیب قرار گیرید و بدون آنکه خود باخبر شوید ممکن است یک پیرزن یا یک پیرمرد یا هر انسان مستعد دیگری با سیستم ایمنی پایین  را به قتل برسانید.

برای اینکه بدانید چقدر  سوء تفاهم در درک مفاهیم علمی وجود دارد  ماجرایی را تعریف می‌کنم که همین امروز (چهارشنبه هفده اردیبهشت) روی داده است. در بخش خبری ساعت دو بعد از ظهر  با پرفسور مینو محرز  دانشمند گرانقدر ایرانی در زمینه‌ی بیماری‌های عفونی مصاحبه شد و ایشان به درستی فرمودند که گرما، ویروس را بر  سطوح زودتر از بین می‌برد و به شرط رعایت بهداشت در کاهش بیماری موثر است  ولی اگر بهداشت و فاصله‌ی اجتماعی رعایت نشود تاثیری ندارد. متاسفانه گوینده و مجری رادیو بدون دقّت کافی به سخنان پرفسور مینو محرز قبل و بعد از مصاحبه نتیجه گرفتند که بنابراین معلوم شده است که گرما و تغییر فصل تاثیری بر بیماری ندارد!!!

 

روز وحشتناک آمریکا در زیر فشار کرونا

مخوف‌ترین روز آمریکا تا امروز در مبارزه با کرونا

دیروز (روز 21 آوریل سال 2020 مصادف با سه شنبه دو م اردیبهشت 99) را می‌توان پرتلفات‌ترین روز آمریکا تا امروز در مواجهه با ویروس مخوفِ کووید 19 تلقی کرد. تنها در بیست و چهار ساعت اخیر 2804 آمریکایی جان سپردند. دیروز روز تلخی برای انگلستان هم بود زیرا بعد از  اندک نقصانی در شمار تلفات بار دیگر در  828 نفر تنها در یک روز جان سپردند. در ایتالیا، فرانسه و اسپانیا آمار تلفات اندکی فروکش کرد و به حدود 500 نفر در روز رسید. مشکل آمریکا پرشمار بودن ایالات آن است یعنی با اینکه نیویورک تقریبا به نقطه‌ی اوج یا پیک بیماری رسیده ولی ایالت‌های دیگر هنوز به نقطه‌ی پیک نرسیده‌اند. نیمکره‌ی شمالی درحال نزدیک شدن به فصل گرم است که در واقع از اوایل خرداد شروع می‌شود.باوجود حدسیات گوناگون، دانشمندان امیدوارند که این ویروس گرماگریز باشد و با فرارسیدن فصل گرم شاهد فروکش کردن بیماری باشیم تا مجالی برای مبارزه با کرونا قبل از شیوع مجدد احتمالی آن در پاییز آینده فراهم آید و تهیه دارو، واکسن و لوازم بهداشتی ممکن گردد  ولی اگر با رسیدن به فصل گرم ویروس باز هم به تُرکتازی خود ادامه دهد معلوم خواهد شد که ویروس بسیار خطرناکی است که ممکن است دگرگونی های ناخوشایند بسیاری در جامعه‌ی بشری به دنبال آورد.  در آنصورت جامعه‌ی بشری  هیچ چاره‌یی جز تغییر اساسی بسیاری از سازوکارهای خود نخواهد داشت. تصویر بالا کاریکاتور زیبایی است که منبع آن گاردین است. تصویری زیبا که در آن دونالد ترامپ مشغول پنهان کردن بیماری درزیر پرچم آمریکاست. براستی که بشر هرگز نمی‌تواند با قطعیت در باره‌ی آینده سخن بگوید. سه ماه پیش دونالد ترامپ که همه‌ی راه‌ها را برای پیروزی در دور دوم انتخابات هموار می‌دید هرگز فکر نمی‌کرد که یک ویروس کوچک اینگونه بی‌خبر وارد صحنه شود و اینگونه او را به خطر بیاندازد. اما آمار سازمان جهانی بهداشت تا بامداد امروز( سوم اردیبهشت 99):

جهان: شمار مبتلایان 2571545  فوت شدگان :178281 بهبودی: 701070

آمریکا: شمار مبتلایان 818744  فوت شدگان :45318 بهبودی: 82923

اسپانیا: شمار مبتلایان 204178  فوت شدگان :21208 بهبودی: 82514

ایتالیا: شمار مبتلایان 183957  فوت شدگان :24648 بهبودی: 51600

فرانسه: شمار مبتلایان 158050  فوت شدگان :20796 بهبودی: 39181

آلمان: شمار مبتلایان 148453  فوت شدگان :5086 بهبودی 95200

انگلستان: شمار مبتلایان 129044  فوت شدگان17337 بهبودی نامعلوم

ایران: شمار مبتلایان 84802  فوت شدگان :5297 بهبودی: 60965

چین در این روزهای اخیرتلفات جدیدی نداشته و تلفات کره‌ی جنوبی نیز بیش از یکی دوتا در روز نبوده. تا اینجا میتوان پذیرفت علیرغم هیاهوهای سیاسی،کشور چین که ناگهان با یورش این ویروس مخوف مواجه شد ،حتی اگر در آمار خود شفاف عمل نکرده باشد به‌خوبی توانست( البته تا اینجا) آنرا مهار کند و شکست دهد و این از وضعیت استان وهان پیداست.  در حالی  که بقیه‌ی کشورها به خلاف چین فرصت داشتند ولی موضوع را جدی نگرفتند و خود را برای یورش این بیماری مخوف در فرصتی که داشتند مهیا نکردند. نبایدهمه چیز را سیاسی و انتخاباتی کرد. حتی آلمان هم تا حدی موفق‌تر عمل کرد و این از شمار فوت شدگان و بهبود‌  یافتگانش نسبت به انگلستان و آمریکا کاملا عیان و  آشکار است. چرا باید سران کشورها سهل انگاری  خود را با اتهام زنی به این و آن فراموش کنند و همه‌ی کاسه کوسه ها را بر سر بهداشت جهانی بشکنند.  به هر حال این ویروس باید بشر را به هوش آورد و بداند که باید دست از غرور کاذب بردارد و آگاه باشد که اگر به هوش نیاید ممکن است بار دیگر بلایی مشابه ولی بسیار خوفناک‌تر از جایی سر برآورد و حتی  نسل بشر را براندازد. بشر نباید با خویشتن دشمنی کند و برای مبارزه با همنوع  خود اینهمه زراد خانه‌ی اتمی براه اندازد و سرمایه‌های جامعه‌ی بشری را به هدر دهد. چه طنز تلخی است که بزرگترین و باشکوه‌ترین کشور دنیا از نظر اقتصاد، علم و  قدرت نظامی همه چیز داشت. هزاران بمب و موشک اتمی و هواپیما و .. ولی با هیچ کدام از آنها نتوانست چنین دشمن کوچک و مخوفی را از بین ببرد و این همه تلفات ندهد ولی شگفت آنک آنچه باید می‌داشت دستکش و ماسک و وسائل بهداشتی دیگر بود که کم داشت نه سلاح های پیشرفته‌تر! آیا این اوج بلاهت بشر را نشان نمی‌دهد؟ آیا هنگام بیدار شدن جامعه‌ی بشری فرا نرسیده است.

کشف داروی موثر برای درمان کرونا ویروس

کشف داروی موثر برای درمان بیماری کرونا

ساعتی پیش جمعی از دانشمندان مثبت بودن نتیجه‌ی آزمایش داروی hrsACE2 را اعلام کردند و به این ترتیب امیدی برای درمان این بیماری وحشتناک یافت شد. تیمی جهانی به رهبری دانشگاه بریتیش کلمبیا و زیر نظر دکتر جوزف پنینگر دارویی را پیدا کردند که می‌تواند به طور موثری راه‌های سلولی  نفوذ ویروس و آلوده کردن میزبان خود را مسدود کند. این یافته‌ها که دیروز یعنی پانزدهم فروردین یا سوم آوریل 2020 منتشر شد این امیدواری را می‌دهد که با این دارو بتوان  از ابتلا و حاد شدن بیماری جلوگیری کرد. پرفسور پنینگر می‌گوید: ما امیدواریم که یافته‌های ما بتواند راه  تولید هر چه سریع تر  داروی درمان این بیماری را هموار کند. درضمن از جمله‌ی دانشمندان شرکت کننده در این تیم جهانی یک دانشمند ایرانی تبار سوئدی است. البته باید هشدار داد که اولا این دارو برای درمان بیماری در مراحل اولیه است نه به هنگام حاد شدن بیماری و ثانیا نباید به امید این دارو  قرنطینه کردن خود را به هم زد چون در حال حاضر هیچ راهی جز محدود کردن شیوع بیماری وجود ندارد.

منبع خبر:

https://scitechdaily.com/there-is-hope-for-this-horrible-pandemic-trial-drug-can-block-early-stages-of-covid-19/

و بخشی از منبع:

“There is hope for this horrible pandemic,” says University of British Columbia scientist Dr. Josef Penninger.

An international team led by University of British Columbia researcher Dr. Josef Penninger has found a trial drug that effectively blocks the cellular door SARS-CoV-2 uses to infect its hosts.

The findings, published today (April 3, 2020) in Cell, hold promise as a treatment capable of stopping early infection of the novel coronavirus that, as of April 2, has affected more than 981,000 people and claimed the lives of 50,000 people worldwide.

The study provides new insights into key aspects of SARS-CoV-2, the virus that causes COVID-19, and its interactions on a cellular level, as well as how the virus can infect blood vessels and kidneys.

“We are hopeful our results have implications for the development of a novel drug for the treatment of this unprecedented pandemic,” says Penninger, professor in UBC’s faculty of medicine, director of the Life Sciences Institute and the Canada 150 Research Chair in Functional Genetics at UBC.

 

سنگ قبر تاریخی آنفولانزا

سنگ قبر تاریخی از آنفولانزای صد سال پیش در استان فارس

همانطور که در نوشتار قبلی‌ام آوردم در آنفولانزای مهیب 1918 میلادی مقارن با 1296شمسی بیش از پنجاه میلیون انسان درگذشتند. در ایران ما هم در همان سال همین آنفولانزا بیداد کرد به طوریکه روستاها متروک شدند و کسی نبود که به کفن و دفن مردگان اقدام کند. سنگ قبر شکل بالا در قبرستان مهرنجات ممسنی استان فارس متعلق به یکی از درگذشتگان آن تاریخ به نام علی رضا (...ملاعلی نجات جاویدالله) و  باز مانده از آن تاریخ و گویای آن احوال تلخ است. نوشته‌ی روی سنگ می‌گوید:

«وفات مرحمت پناه- علی رضا ولد صدق ملاعلی نجات جاویدالله. در سنه‌ی 1337 قمری ناخوشی و بلایی بر کل ربع مسکون نازل که تمام حکیمان از معالجه‌ی آن حیران و سرگردان و از غره‌ی شهر صفر تا پانزدهم شهر مذکور تمامی نوع انسان را سه قسم و دو قسم آن را هلاک و یک قسم باقی وآن یک قسم از عهده‌ی کفن و دفن بر نیامدند . علامت ناخوشی عطسه و سرفه بود. به جهت عبرت نوشته شد»

البته در گزارش نوشته شده روی سنگ اغراق هم شده و این برای افرادی که در آن زمان می‌زیستند و از کل دنیا خبر نداشتند طبیعی است  یعنی در آن آنفولا دو سوم مردم هلاک نشدند ولی خُب همین نوع نوشتن در واقع شدت مصیبت را برای دنیای آنروز  و ایران نشان می‌دهد. ای کاش بشریت از آن اتفاق عبرت می‌گرفت. نشانه‌ی عبرت نگرفتن از آن احوال در همین ایام از بلاتکلیفی و غافلگیر شدن سامانه‌ی بهداشتی قدرتی مثل آمریکا کاملا آشکار است. تا همین الان بیماری کرونا حدود سیصدهزار نفر را در آمریکا مبتلا کرده است که تا همین لحظه بیش از هفت هزار نفر مرگ داشته است و بنا به گفته‌ی خودشان ممکن است تا 240000 نفر تلفات بدهند.

مرگبارترین آنفولانزای تاریخ

آنفولانزای 102 سال پیش، قاتل بیش از 50 میلیون انسان

آنفولانزایی که در 102 سال پیش یعنی در بهار 1918 میلادی( یا 1296 هجری شمسی ) همه‌گیر شد از نوع آنفولانزای H1N1 بود. این آنفولانزا ابتدا در ارتش آمریکا پیدا شد و به سرعت در سراسر جهان انتشار یافت و بیش از یک سوم جمعیت جهان را مبتلا  و بیش از 50 میلیون انسان را به کام مرگ فرستاد. البته برخی از منابع مرگ 75 میلیون و حتی 100 میلیون انسان را محتمل‌تر می‌دانند.     از ویژگی‌های نامتداول  این آنفولانزا  تلفات بالای آن در میان جوانانان سالم  15 تا 34 ساله بود. تنها در آمریکا 675 هزار نفر را کُشت و چنان ضربه‌ی به جامعه‌ی آمریکا زد که سن متوسط   مردم آمریکا را حدود دوازده سال پایین آورد.

احتمال خطر برای بیماری کرونا ( کووید19) برحسب سن وسال

این آمار را از شمارنده‌ی جهانی استخراج و تنظیم کردم. همانطور که می بینید برای جوانان تا 39 ساله عملا کم خطر است ولی این آمار و جدول نباید ما را بفریبد! چون اولا بسیاری از افراد ممکن است جوان باشند وبیماری زمینه‌یی هم داشته باشند. ثانیا هر جوانی پس از ابتلا در عین اینکه به احتمال زیاد درمان می‌شود می‌تواند این بیماری را دست کم به خانه و خانواده‌ی خود سرایت دهد و در هر خانه به هر حال آدم مُسن و  زمینگیر  و  بیمار سرطانی یا دیابتی و ....وجود دارد. چه فایده‌یی دارد که آدم خودش درمان شود و پدر و مادر یا پدربزرگ و مادربزرگش از دنیا بروند. پس نباید این بیماری را دست کم گرفت و فقط به کم خطر بودن برای خود یا یک گروه سنی خاص توجه کرد وقتی تمام گروه های سنی را همراه با سرعت بالای شیوع این بیماری در نظر بگیریم درصد کُشندگی این بیماری و آسیب رسانی آن به هر خانواده و کل جامعه  بسیار جدی و زیانبار  خواهد بود. پس باید برای حفظ جامعه و افراد آن چه جوان و چه بیمار ، چه بدون بیماری زمینه یی و چه باوجود آن، همه‌ی گروه های سنی را میانگین گرفت. به امید پیروزی جامعه‌ی بشری بر این بیماری خطرناک!!

آخرین آمار بیماری کووید 19(کرونا ویروس)

آخرین آمار بیماری کووید19 ( به روز شده در عصر یکشنبه 25 اسفند 98)

آمار جهانی: شمار مبتلایان 167751؛ درگذشتگان؛ 6456؛  بهبود یافتگان؛ 76598

چین: شمار مبتلایان 80849؛ درگذشتگان؛ 3199؛  بهبود یافتگان؛ 66931

ایتالیا: شمار مبتلایان 24747؛ درگذشتگان؛ 1809؛  بهبود یافتگان؛ 2335

ایران: شمار مبتلایان 13938؛ درگذشتگان؛ 724؛  بهبود یافتگان؛ 4590

کره‌ی جنوبی: شمار مبتلایان 8162؛ درگذشتگان؛ 75؛  بهبود یافتگان؛834

اسپانیا: شمار مبتلایان 7798؛ درگذشتگان؛292؛  بهبود یافتگان؛ 517

آلمان: شمار مبتلایان 5813؛ درگذشتگان؛ 11؛  بهبود یافتگان؛ 46

فرانسه: شمار مبتلایان 4499؛ درگذشتگان؛ 91؛  بهبود یافتگان؛ 12

آمریکا: شمار مبتلایان 3329؛ درگذشتگان؛ 63؛  بهبود یافتگان؛ 59

منبع: سازمان جهانی بهداشت و شمارشگر جهانی

به نظر می‌رسد که شیوع بیماری پس از رسیدن به اوج و مدتی در اوج ماندن کم کم فروکش می‌کند و با رسیدن فصل گرم با سرعت بیشتری فروکش خواهد کرد. با فروکش کردن بیماری درصد کشندگی اسمی و کُشندگی حقیقی به هم نزدیک می‌شوند و به مقدار معینی که ثبت خواهد شد می‌رسند. در مبارزه با کرونا جوانان نباید با تصور قوی بودن سیستم ایمنی خود بی‌تفاوت شوند. هم باید به فکر خود بود و  هم به فکر بستگان بیمار و بزرگسال خود. نباید فراموش کرد که پزشکان و پرستاران و در کل کادر بهداشتی ما شدیدا زیر فشار جسمی، روحی و روانی اند. خانواده ی بیماران باید ملاحظه احوال این عزیزان پزشک و پرستار را بکنندو بدانند که این عزیزان به علت اینکه بیشتر در معرض ویروس اند بیشتر در خطرند.

درگذشت یک پزشک قهرمان بر اثر ویروس کرونا

دکتر لی وِن لیانگ پزشکی که با آگاهی از متفاوت بودن ویروس کرونا برای جدی گرفتن آن هشدار می‌داد بر اثر بیماری کرونا درگذشت! او که یک چشم پزشک چینی بود با توجه به متفاوت بودن نوع ویروس،  برای جدی گرفتن بیماری و تفکیک بیماران و قرنطینه کردن آنان هشدار می‌داد و فعالیت می‌کرد ولی به همین دلیل توسط پلیس چین احضار شد و مقامات چینی او را  متهم به تشویش اذهان مردم و به هم ریختن جامعه کردند و او   مجبور به برگشتن به سرکار شد و تعهد داد که دیگر تبلیغات نکند و جامعه را به هم نریزد. مقامات چینی تصور می‌کردند این بیماری تنها کسانی را دچار می‌کند که با  حیوانات در تماس‌اند و  به این ترتیب  چند هفته بیماری را جدی نگرفتند و توجهی به قرنطینه شدن بیماران نکردند.  در این فاصله عده‌ی زیادی بیمار شدند از جمله خود این پزشک آگاه نیز در جراحی گلوکوما، این ویروس را از بیمار خود گرفت. او سه هفته در بیمارستان بود و در این فاصله مقامات چینی از او معذرت خواستند ولی چه فایده که دیر شده بود  و ویروس تا این لحظه بیش از سی هزار نفر را در چین مبتلا کرده است. دکتر لی بعد از سه هفته مبارزه با بیماری سحرگاه امروز در سن 34 سالگی درگذشت. او حتی در بیمارستان نیز از طریق موبایل به مردم در پیشگیری از آن هشدار می‌داد و آنان را برای جلوگیری از هراس، حفظ بهداشت و مبارزه با این بیماری تشویق می‌کرد. روانش شاد.

 

کرونا ویروس( ویروس تاجدار) و هشدارهای سازمان بهداشت جهانی

بنا به توصیه‌ی سازمان بهداشت جهانی:

  1. از هرکس که نشانه‌هایی از مشکلات تنفسی مثل سرفه، عطسه، آبریزش بینی،  دارد فاصله بگیرید.
  2. غذا را خوب بپزید. به اعتقاد دانشمندان نخستین میزبان این ویروس ممکن است حیوانات باشند و پس از آن انسان.  بنابراین گوشت حیوانات را باید طوری بپزید که امکان زنده بودن ویروس در آنها  از بین برود.
  3. از تماس با حیوانات و گوشت خام و نیز افرادی که با گوشت مرغ و گوشت حیوانات سرو کار دارند بپرهیزد چون آنان مستعدترین افراد اند.  به این گونه افراد یعنی کارکنان مرغ داری‌ها و  قصابی‌ها نیز توصیه می‌شود برای حفاظت  از خود و خانواده‌ی خود بیشترین مراقبت‌های بهداشتی را به عمل آورند.
  4. دست‌های خود را  به دفعات بشویید. به هنگام شستن دست‌ها بهتر است قبل از آب کشیدن حداقل بیست ثانیه تا نیم دقیقه محلول آب و مایع دستشویی یا آب و صابون  روی دست‌های شما بماند تا ویروس‌های احتمالی نابود شوند. متاسفانه بیشتر مردم به محض صابون زدن به دست‌ها بلافاصه آب می‌کشند.
  5. دهان و بینی خود را حتما با ماسک بپوشانید. ماسک های جراحی بهترند. ماسک های معمولی یک بار مصرف‌اند و نباید آنها را پس از برداشتن و در کناری گذاشتن دوباره روی صورت گذاشت.
  6. دست کم تا قبل از  فروکش کردن شیوع  بیماری تا حد ممکن از دست دادن و روبوسی  با دوستان و آشنایان و غریبه بپرهیزید. این اقدام شما بی ادبانه نیست حتی اگر دوست شما ناراحت شود. قدمی است برای نجات جامعه‌ و حتی جامعه‌ی بشری. حتی قدمی است برای نجات خود او . چون از کجا می‌دانید که خود شما ناقل ویروس نیستید و او را به خطر نمی‌اندازید.

ترجمه شده از اطلاعیه‌ی جدید سازمان بهداشت جهانی و منابع دیگر.