کشف منظومه ها ی فراخورشیدی و

تحول در دیدگا ه ها

 

 

سا ل ١٩٩٥ سا ل  بسیا ر  مهمی   در نجوم  محسوب  می شود  .  دراین  سا ل  اولین

 منظومه ی فراخورشیدی کشف شد  .  اهمیت این کشف  د ر آن است  که  تا آن زما ن

 تما م فرضیه ها ی پیدایش منظومه ی شمسی  مبتنی بر تنها یک مدل، یعنی منظومه ی

 خورشیدی یا شمسی خودما ن بود .

 یعنی  مدلی با یک ستا ره یا خورشید مرکزی  و تعداد ی سیا رات کوچک  و  بزرگ که

 در مدارها یی تقریبا دایره یی حول آن می گردند : سیا رات  کم جرم  و  جا مد   از نوع 

زمین در فواصل نزدیک به ستا ره ی مرکزی  و سیا رات  بزرگ و گا زی شکل از نوع

 مشتر ی  در فا صله ها  ی نسبتا  دورتر.

ولی حا لا می بینیم که تقریبا در  همه ی منظومه ها ی فراخورشیدی کشف شده تا کنون

 ، سیا راتی که به دور خورشیدشا ن  می چرخند  بسیا ر بزرگ اند ،  حتی  بزرگ تر  از

 مشتر ی  ما ، این سیا رات  بزرگ  در مداری حتی کوچک تر از مدار عطارد ما به دور

 خورشیدشا ن  می چرخند .

همه ی این دادها عملا موجب توقف فرضیه ها ی قبلی شد .

پا یه ی همه ی فرضیه ها ی سا بق این بود که  جا ی   سیا رات  غول پیکر در  نواحی

 خا رجی منظومه ها ست و اصولا آن فواصل دور از  مرکز تنها نواحی اند که این غول

 پیکرها می توانند در آنجا تشکیل شوند .

حا لا فرض می کنند که این غول پیکرها در هما ن نواحی دور پدید می آیند ولی با حرکتی

 ما رپیچی به سمت داخل می روند یا در ستا ره ی  مرکزی  سقوط می کنند . این  فرضیه 

 سوا لی را مطرح می کند که اگر چنین است پس چرا  این سیا رات در حرکت روبه داخل

خود ،   سیا رات کوچک تر  را  نمی بلعند ؟  این پرسش تنها  زمانی منتفی  می شود  که 

 فرض  کنیم  سیا رات  غول پیکر  زودتر از  سیا رات  کوچک  پدید می آیند  خوشبختا نه

 بررسی ها ی اخیر دربا ره ی  سیا راتی  که  جدیدا کشف شده اند   فرض  اخیر را تا یید

می کند .

با این همه با ید اذعا ن کرد که اکنون علم در حا لتی نسبتا بلا تکلیف نسبت به چگونگی

 تشکیل منظومه ها ی شمسی است  . با ید در انتظا ر کشفیا ت و بررسی ها ی آینده ما ند .